دانلود آهنگ مسیح و آرش Ap تو که نیستی پیشم
4 هفته پیش ارسال شده

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ مسیح و آرش Ap تو که نیستی پیشم

هم اکنون براش شما عزیزان ♫ آهنگ تو که نیستی پیشم از مسیح و آرش Ap ♫ با متن و دو کیفیت 320 و 128

Download New Song By : Masih And Arash AP – To Ke Nisti Pisham With Text And Direct Links In Upmusic

photo 2017 03 13 19 47 49 500x500 دانلود آهنگ مسیح و آرش Ap تو که نیستی پیشم

متن آهنگ تو که نیستی پیشم مسیح و آرش Ap

♪♪♫♫♪♪♯

تو که نیستی پیشم ، هر چی میگم
به هر کی میگم که با من بمونه میذاره میره از دلِ من
دیوونه میشم ، توویِ خیابون تنها میمونه دستایِ سرد و عاشقِ من
وقتی تو رو ، میبینم و♪♪♫♫♪♪♯
پَر میکشم توو دستایِ گرمت مثِ قدیما بچه میشم
میخوام با تو باشم ، توو دنیا جایی ندارم به جز دلِ تو اینو میگم
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی♪♪♫♫♪♪♯
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر
پیشِ من تو بمون ، پا به پام تو بیا
بذار هر چی میگن بگن
نمیدونن اونا ، که من عاشق شدم ، میخوام با تو باشم
توو دنیا جایی ندارم به جز دلِ تو اینو میگم
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی♪♪♫♫♪♪♯
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر
تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی
منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر
قول بده بمونی ، قلبمو بسازش♪♪♫♫♪♪♯
فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر

♪♪♫♫♪♪♯

مسیح و آرش Ap تو که نیستی پیشم

دانلود آهنگ مسیح و آرش Ap تو که نیستی پیشم

+ دانلود آهنگ مسیح و آرش Ap تو که نیستی پیشم
بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice بیش از ۱ میلیون نسخه فروش داشته است
4 هفته پیش ارسال شده










بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice بیش از ۱ میلیون نسخه فروش داشته است – اس استار وی












































































داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده اس استار وی

عضویت در خبرنامه













































+ بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice بیش از ۱ میلیون نسخه فروش داشته است
دانلود آهنگ امین مرعشی منو نگاه کن
4 هفته پیش ارسال شده

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ امین مرعشی منو نگاه کن

دانلود کنید و گوش دهید به ترانه منو نگاه کن با صدای امین مرعشی به همراه دو کیفیت

Exclusive Song: Amin Marashi – “Mano Negah Kon” With Text And Direct Links In UpMusic

Amin Marashi Mano Negah Kon دانلود آهنگ امین مرعشی منو نگاه کن

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

قسمتی از متن ترانه : 

من هنوز عاشق چشمای ناز خمارتم به یادتم کاش تو هم به یاد من بودی یکم
کاش بگی برمیگردی بازم یه روز به زندگی منو یادت نمیره دیگه به سادگی به سادگی

UpMusicTag دانلود آهنگ امین مرعشی منو نگاه کن
منو نگاه کن منو ببین دلم تنگ شد فقط همین فقط همین فقط همین

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

امین مرعشی منو نگاه کن

دانلود آهنگ امین مرعشی منو نگاه کن

+ دانلود آهنگ امین مرعشی منو نگاه کن
تئاتر، دموکراسی و فرهنگ‌سازی صوری – اخبار سینمای ایران و جهان
4 هفته پیش ارسال شده

اس استار وی: نسبت تئاتر به جامعه چیست؟ آیا تئاتر امروز ایران واکنشی مثبت به وضعیت اجتماعی ایران است؟ آیا تئاتر در انفعال فرورفته است و از این انفعال کسب درآمد می‌کند؟ اثر شهرام گیل‌آبادی می‌تواند به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

این متن برای نسخه ایرانشهری نمایش «یک دقیقه و سیزده ثانیه» پیچیده بودم که به دلایلی منتشر نشد. در روزهایی که شهرام گیل‌آبادی پیش از گذشته به جهان هنریش نزدیک شده است و «یک دقیقه و سیزده ثانیه» بار دیگر روی صحنه رفته است، می‌توان به درک بهتری از این اجرا به دست آورد.

***

همه چیز از یک شب گرم تابستانی در سال ۱۳۹۶ آغاز می‌شود. سه بازیگر ستاره زن، در ایرانشهر روی صحنه می‌روند تا نقش زنانی را ایفا کنند که هیچ صنمی با آنان ندارند. طبقه اجتماعیشان از عرش تا فرش فاصله دارد و شیوه زندگیشان تفاوت مدار صفر درجه و ۹۰درجه است؛ اما تلاش یک چیز است: بازنمایی امر واقع در بستر رابطه متن و زمینه (همان Text و Context).

همه چیز مهیا بود برای یک هجمه علیه کارگردان. شهرام گیل‌آبادی در قامت یک مدیر آن روزهای شهرداری، در آستانه جابه‌جایی‌ها به سراغ موضوعی رفته است که مستقیم یا غیرمستقیم به دستگاه مورد مدیریتش مربوط می‌شد. برخی لب به اعتراض گشودند که چرا گیل‌آبادی در آستانه رفتن به سراغ یک موضوع اجتماعی حاد، یعنی زنان کارتن‌خواب رفته است. از آن سو برخی از این می‌گفتند که محتوای نمایش «یک دقیقه و سیزده ثانیه» واجد مفسده است. البته گیل‌آبادی به درستی در مصاحبه خود با نگارنده از رابطه میان محتوا و متن می‌گوید که باید در زمینه چنان باشد که به بازنمایی واقعیت نزدیک شود. برای مثال فکر کنید زن کارتن‌خواب که منبع درآمدش تن‌فروشی است با لحن متشرع‌گونه سخن می‌گفت. نتیجه کار اسفناک می شد. زبان انتقادها تندتر می‌شد و کار به یک پارودی و بدتر، توهین به یک جامعه تلقی می‌شد.

اما کسی چندان به دنبال سرنخ ماجرا نمی‌رفت. همه یا از ریاکاری می‌گفتند و یا از بی‌ایمانی. در این میان دسته‌ای نیز حضور داشتند که از اثر دفاع کردند. برای مثال منتقدانی که نگاهی فمنیستی داشته از اثر دفاع کردند و آن را گامی برای نشان دادن وضعیت زن در بخش حاشیه‌ای شهر تهران برشمردند. برخی نیز با استدلال‌های فرم‌گرا، «یک دقیقه و سیزده ثانیه» در شیوه اجرایی گامی برای یکی کردن مخاطب و اثر و حتی عدول از طبقه‌بندی مخاطب برشمردند. شیوه اجرا نیز جذاب می‌نمود. بازیگران مشهور نمایش در میان مخاطبان راه می‌روند و حرف می‌زنند. آنان دیگر آن بازیگران پشت دیوار چهارم نبودند. لمس‌پذیر بودند؛ همانند همان زن‌هایی که در میدان شوش و هرندی دردسترس بودند.

ولی آیا می‌توان در همین جا توقف کرد و گفت شهرام گیل‌آبادی در قامت هنرمندی آگاه به جامعه خود، از عموم جامعه پیشه گرفته است و بر دردی آماسیده اشاره می‌کند تا شاید مرهمی برایش یافته شود؟ آیا می‌توان پذیرفت که «یک دقیقه و سیزده ثانیه» یک زنگ خطر برای مخاطب اثر است؟ آیا از این نمایش خیری به آسیب‌دیدگان مطرح شده می‌رسد؟

پاسخ به این پرسش‌ها همانند دیگر پرسش‌هایم سخت است؛ ولی برای درکش می‌توانیم سرکی به مصاحبه نگارنده با شهرام گیل‌آبادی کشیم. وقتی از گیل‌آبادی پرسیده شد که چرا نمایش را در جنوب تهران روی صحنه نبرده است، او از برنامه‌ریزی دقیق خود برای اجرای نمایش در ایرانشهر سخن گفت و تأکید کرد به هیچ عنوان به سالن دیگری نمی‌اندیشیده است. وقتی از او پرسیده می‌شود که آیا تئاترش یک اثر بورژوایی است از پاسخ طفره می‌رود. این پرسش یک بار دیگر نیز پرسیده می‌شود و او پاسخی نمی‌دهد. او بورژوا بودن را یک توهین برمی‌شمرد و مشخص نیست چرا.

اما چرا در این مصاحبه از بورژوا و بورژوازی سخن به میان آمد؟ همه چیز از لحظه مواجه نگارنده با مخاطب شکل گرفت، نه با اثر. اثری چیزی نیست جز همان مونولوگ‌نویسی‌های روی هوای چرمشیر؛ بدون منطق روایی با آن شاعرانگی ساختگی، متونی که نه قصه می‌گویند و نه آوانگارد به حساب می‌آیند. مدام درگیر جنون هستند و از قضا موجب می‌شود هر سه شخصیت نمایش جنون‌زده باشند. جنونی که الصاقی است و نه درونی.

در چنین فضایی یک مانع روانی نیز بین اثر و مخاطب ایجاد می‌شود: بازیگر. بازیگران مشهور نمایش خرامان خرامان در میان تماشاگران می‌خزند. فاصله اثر با مخاطب از لحاظ فیزیکی در کمترین میزان ممکن رسیده است؛ اما فاصله روانی مخدوش است. اگر معیار زیبایی‌شناسی ادوارد بولو را بپذیریم به نظر نیاز است مخاطب نسبت به اثر درگیر یک فاصله روانی شود تا آنچه می‌بیند را ادراک کند؛ ولی زمانی این فاصله از فاصله فیزیکی اندک‌تر می‌شود که چهره مخاطبان در دیدگان شما عیان می‌شود. زل زده به بازیگر، مشعوف از حرکات و اطوار او، هم‌خوان با آوازهایش و گاهی اشک شوق ریختن از سر زیارت محبوب. پس کجا می‌رود آن زن کارتن‌خواب؟

در این مرحله است که مقاله پرشِکوه و باشُکوه «صنعت فرهنگ‌سازی: روشنگری به مثابه فریب توده‌ای» برایم متصور می‌شود. جایی که آدورنو از رویه فرهنگ‌سازی با استفاده از مفاهیم توده‌گرا در یک جامعه رو به لیبرالیسم – که نشأت گرفته از فرهنگ بورژوایی است – سخن به میان می‌آورد. در چنین صنعتی فقر در قامت یک ستاره به تصویر کشیده می‌شود. توهم به جای واقعیت القا می‌شود. آزادی به عنوان ملاکی از دموکراسی بسته‌بندی‌شده در اختیار شما قرار داده می‌شود. تجربه لذت از اثر هنری بر واقعیت آن ارجحیت می‌یابد و مهمتر آنکه کسب سرمایه و افزایش سوددهی در درجه اولی قرار می‌گیرد.

بیایید به موضوع این گونه نگاه کنیم. گیل‌آبادی معتقد است تئاتر او قرار است تلنگری باشد به یک واقعه. او در سطح وسیعی تبلیغاتی میدانی می‌کند. از اینجا حواشی برای اجرایش خوشنود می‌شود و ناگهان رسانه‌های مخالفش از او می‌گویند. موج مخاطب به سوی کارش شناور می‌شود. با آنکه با تبلیغ یک موضوع اجتماعی پیش رفته بود؛ همه چیز دگرگون می‌شود. او خود موضوعیت پیدا می‌کند و این روشی کارا برای فروش است. بر کسی پوشیده نیست هزینه داشتن سه بازیگر شاخص نمایش برای سی شب اجرا – که با توجه به دو اجرایی شدن‌ها به عدد بزرگتری بدل شده است – بسیار بالاست. پس فروش بالا سرلوحه کار قرار می‌گیرد. Text از بین می‌رود و آنچه مهم می‌شود پیرامتنیت (Paratextualite) است.

حالا می‌توان درک کرد به هیچ عنوان فقر در دستور کار نیست. چرا برای نشان دادن فقر توقع فروش اهمیت پیدا می‌کند؟ آیا این یک تناقض عمده نیست؟ اگر ملاک هنرمند آشکارسازی یک درد اجتماعی است، چرا این درد راهی برای کسب سرمایه می‌شود؟ سهم فقیر از این سرمایه کسب شده به چه میزان است؟ آیا مخاطب نمایش با یک کاتارسیس افراطی سالن را ترک می‌کند و گامی برای بهبود جامعه خود برمی‌دارد؟ مهمتر از همه مشتری آن زنان چه کسانی هستند؟

پاسخ این پرسش‌ها کمی ساده‌تر است. موضوع زمانی حاد می‌شود که مخاطب نمایش خود یکی از عوامل کارتن‌خوابی است. ایرانشهر در میان تماشاخانه‌های تهران نمادی از یک قشرگرایی اجتماعی است. مخاطبانش برای دیدار با ستارگان عازم آنجا می‌شوند. نبود ستاره‌ای درخشان روی صحنه به منزله شکست اجراست. پس مخاطب برای محتوا به ایرانشهر نمی‌رود. برای او فرم اجرایی اهمیتی ندارد. او مشترک و آبونمان صنعت فرهنگ‌سازی است. او پول می‌دهد تا ستاره ببیند. چیزی شبیه سیرک است. کمی ما را به یاد رفتار اهالی ترالفامادور در «سلاخ‌خانه شماره پنج» می‌اندازند. پول می‌دهد تا ببینند. دست‌های زیر چانه، چشمان خیس و سوختن در اشتیاق گرفتن سلفی با پانته‌آ بهرام در نقش فروغ کارتن‌خواب، بوی اضمحلال می‌دهد.

در چنین مسیری فقیر هیچ سهمی از این سرمایه‌گذاری فرهنگی نمی‌برد. او سوژه پولسازی می‌شود. حتی بدتر از آن، سوژه هم نمی‌شود. تصور کنید همین سه بازیگر در یک نمایش کمدی با موضوع «صحبت‌های خاله‌زنکی» به شیوه کیم کارداشیان روی صحنه می‌آمدند. نتیجه سودآورتر هم می‌شد؛ چون برای مخاطب مهم لمس بازیگر است.

حال تصور کنید گروه هنری به جای اجرا در ایرانشهر، در میدان هرندی اقدام به اجرای اثری خیابانی می‌کرد. از مردم دعوت می‌کرد تا از مخوف‌ترین مکان‌های تهران دیدار کنند. آنگاه مکان به مثابه Context عمل می‌کرد. خوف ماندن در تاریکی شب، در کنار کارتن‌خواب‌ها، سرنگ‌های پراکنده شده در اطراف، نگاه‌های هول‌انگیز مردمانی باخته، آنگاه چه رخ می‌داد؟ آیا مخاطب به بازیگر و سلفیش فکر می‌کرد یا از فاصله موجود میان خویش و اطرافش؟

قضیه زمانی خنده‌دار می‌شود که گیل‌آبادی از چند نجات‌یافته، رستگار شده برای اجرای خود دعوت می‌کند. مردمانی رنگ‌پریده و ایرانشهر ندیده، پا در یکی از نمادهای هنر بورژوازی می‌نهند. همه آنان را با شالی زردرنگ مجزا کرده‌اند. آنان از همیشه قابل‌تمییزترند. می‌توانید تشخیص دهید آنان چه کسانی هستند. آنان به دیگری‌های اجرا مبدل می‌شوند. چشم‌های خیس از دیدن بانو مستوفی در حال خواندن ترانه‌ای قدیمی، مبدل به چشمان فرو افتاده با همراهی ابروان در هم گره شده می‌شود. همان جایی است که مرد ثروتمند، در صف نماز تریش لباسش را کنار کشید تا مبادا از دامان مرد فقیر آلوده شود و داستان آتش و ایستادن بر گرده سوزان و افسوس پسر ابوطالب از آینده جامعه.

پس چه می‌شود رابطه دموکراسی و تئاتر؟ مگر قرار نبود تئاتر همراه دموکراسی باشد؟ مگر قرار نبود ایران حافظ شعار تئاتر برای همه باشد؟ اما به نظر در جامعه طبقاتی‌زده ایران وضعیت به گونه دیگر است. یک طبقه موضوع هنر طبقه دیگر می‌شود. یک بار در قامت کمدی به او خنده زده می‌شود و یک بار از او تراژدی می‌سازند و با آن کسب مال. این هنر صرفاً یک صنعت است. اثری بر جامعه هدف خیالی ندارد. با اجرایش از میزان کارتن‌خواب‌ها کاسته نمی‌شود. مخاطبش نیز فکرش به کارتن‌خواب‌ها خطور نمی‌کند. او پشت در آهنی ایرانشهر صبوری می‌کند تا امضایی بگیرد.

همان‌طور که آدورنو در مقاله مشهورش از دموکراسی‌نمایی فضای صنعت فرهنگ‌سازی سخن می‌گوید، می‌توان این شبه‌آزادی را در اجرای گیل‌آبادی نیز دید. جایی که به نظر چارچوب‌ها فروریخته است و تو به عنوان مشارکت‌کننده در یک اجرا، کنشی متقابل ارائه می‌دهی. خوشحال از آنی که مخاطب منفعل نبودی؛ ولی هیچگاه از انفعال خارج نمی‌شوی. هیچگاه اعتراض نمی‌کنی. هیچگاه نمی‌گویی من در یک دایره بسته اسیرم. من نمی‌توانم در این بازی نمایشی قواعد را در هم شکنم. نمی‌توانی چیزی خلاف نمایشنامه انجام دهی. در شکل‌گیری دیالوگ‌ها دخیل نیستی. حتی زمان‌بندی نمایش نیز در دست تو نیست. تو تنها طبق خطوط طراحی شده توسط کارگردان پیش می‌روی. تو در یک دیکتاتوری هنری اسیری و جهانت همان تشکچه قهوه‌ای زیر پایت هست. این دیکتاتوری حتی می‌تواند مسیر نگاه‌ها به سمت خود را عوض کند. او می‌تواند پاک کند.

***

نمایش اکنون در تماشاخانه شهرزاد روی صحنه رفته است. برای دنبال‌کنندگان تئاتر این نکته مشهود است که شهرزاد چند ماهی است به محل نمایش‌های کمدی بزن‌وبکوب بدل شده است. جایی برای خندیدن و فروختن. جایی برای حضور ستاره‌ها و عکس گرفتن‌ها. نمایش گیل‌آبادی نیز از این قضیه مستثنی نیست. او می‌داند مخاطب شهرزاد از جنس مولوی و تئاتر شهر نیست. از همین رو، نمایشی با موضوع کارتن‌خواب‌ها به یک شو بدل می‌شود تا محمد علیزاده نیز در آن بخواند. پای موسیقی پاپ در این شکل و شمایل به تئاتر باز نشده بود که به لطف استاد دانشگاه باز شد.

*پی‌نوشت: عکس‌ها دروغگویند؛ اما به جای دیدن چهره محبوب بازیگران، به چشمان مخاطب بنگرید. فقط با خودتان بیاندیشید که چه می‌بینید؟

*تسنیم

+ تئاتر، دموکراسی و فرهنگ‌سازی صوری – اخبار سینمای ایران و جهان
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تموم کن برو
4 هفته پیش ارسال شده

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تموم کن برو

دانلود کنید و گوش دهید به ترانه تموم کن برو با صدای زیبای محسن ابراهیم زاده به همراه دو کیفیت اصلی

Exclusive Song: Mohsen Ebrahimzadeh – “Tamoom Kon Boro” With Text And Direct Links In UpMusic

sdfg 1 دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تموم کن برو

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

شعر : امید علیجانی / آهنگسازی : محسن ابراهیم زاده / تنظیم کننده : میثم اکبری

UpMusicTag دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تموم کن برو

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

قسمتی از متن ترانه : 

گذاشتی پا رو حرفتو قسمایی که میخوردی بارها که آبروی عشقمونو تو بردی
تموم کن برو که دیگه حسه من به تو عوض شده تموم کن برو که موندنم با تو خیاله بیخوده
تموم کن برو که چشم نداره دیگه ذهنو جونه من تموم کن برو نه دیگه حرفه موندنو با من نزن

محسن ابراهیم زاده تموم کن برو

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تموم کن برو

+ دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تموم کن برو
The Notebook (نوت بوک) – اس استار وی
4 هفته پیش ارسال شده

متاسفانه من هنوز کتاب “The notebook” اثر نیکلاس اسپارک را نخوانده‌ام اما مطالب دیگران را در مورد آن مطالعه کرده‌ام. متاسفانه عنصری که کتاب را منحصر به فرد کرده است به صحنه راه پیدا نکرده است. Notebook که توسط نیک کاساوت از فیلمنامه ای به قلم جان ساردی و جرمی لون اقتباس شده است به نظر ملودرامی معمولی با نقطه اوجی ضعیف و بی اثر می‌آید. و به داستانی می‌ماند که می‌توان تنها آن را سرگرم‌کننده خواند.

فیلم چارچوب زمانی دوگانه‌ای از شخصیت‌های واحد را به تصویر می‌کشد. در صحنه‌ های مربوط به دوران مدرن نقش نوا و الی توسط جیمز گارنر و جنا رولاندز (مادر کارگردان) ایفا می‌شود. در صحنه‌ های مربوط به جنگ جهانی دوم شخصیت‌های اصلی رایان گاسلینگ و ریچل مک آدامز هستند. گویا الی از دمانس (زوال عقلی) رنج می‌برد از این رو نوا برای آنکه ذهن او را به حرکت وادارد از روی دفترچه، خاطرات پر سر و صدا و عاشقانه میانشان را بازگو می‌کند. آنها زمان نوجوانی یکدیگر را در دوران پیش از جنگ جهانی دوم در آمریکا ملاقات می‌کنند. نوا در نگاه اول عاشق الی می‌شود اما مدتی طول می‌کشد تا الی را نسبت به علاقه خود متقاعد کند. آنها به سرعت به دلیل عدم تجانس موقعیت اجتماعی مشکل‌ساز می‌شوند زیرا دختر در ناز و نعمت است و پسر از خانواده کارگری. عدم تایید مادر الی (جوآن الن) باعث بر هم خوردن رابطه آن دو می‌شود. اما سرنوشت آن دو را پس از جنگ دو مرتبه در کنار هم قرار می‌دهد این در حالیست که الی قرار است با سربازی خوش قیافه ازدواج کند (جیمز مارسدن).

سکانس‌های دهه ۱۹۴۰ چشم‌نواز تر از دهه ۲۰۰۰ است. درست است که عشق الی و نوا مساله‌ای معمولی است اما کازوتس شخصیت‌ها را به خوبی کارگردانی کرده و آنها را خواستنی جلوه داده (دلتان می‌ خواهد به هم برسند) و میان گاسلینگ و مک آدامز جاذبه مشهودی به چشم می‌خورد. فیلمبرداری خاطره انگیز است و صدای موسیقی بالا نمی‌رود. متاسفانه هر جا که گارنر و رولاندز کار را به دست می‌گیرند اوضاع چندان جالب پیش نمی‌رود. بخشی از داستان که مربوط به آنهاست جذابیتی ندارد. این بخش تنها تقلید ضعیفی از آیریس است (که با خاطراتی که در حال محو شدن هستند بسیار تلخ‌تر از آنچه Notebook مواجه شده رودررو می‌شود). صحنه‌های دوران مدرن نه تنها بسیار بی روح هستند بلکه قبول اینکه اینها همان افرادی هستند که در دهه ۱۹۴۰ عاشق شده‌اند بسیار مشکل است. خوشبختانه تنها ۲۰٪ فیلم مربوط به دوران کهنسالی آنهاست.

Notebook مثال بارز از وقتی است که فیلم تنها به جهت دریافت جایگاهی در MPAA (انجمن سینمایی آمریکا) ساخته شده و نتیجه آن انتخابی نادرست است. برای آنکه از دریافت رده بندی R (محدودیت سنی تماشای فیلم) بازیگران مجبور شده‌اند خود را با ملحفه پوشانده و دوربین به سمتی متمایل است که نشان دهد شخصیت‌ها گویا در آن حالت قرار دارند. عناصر کتاب به ذاته مربوط به بزرگسالان است (مگر چند نوجوان این فیلم را خواهند دید؟) پس چرا مساله جنسیت را به دنبال عدم محدودیت +۱۳ باید عقیم کرد؟

طرفداران فیلم‌ های عاشقانه آبکی از Notebook تجلیل می‌کنند اما این فیلم به اندازه‌ای که احساسات را درگیر می‌کند نمی‌ تواند منطق را فریب دهد. بهترین حرفی که در مورد این فیلم می‌توان زد این است که این فیلم پادزهری برای محیط خشن مرد محور است اما در مورد ناتوانی آن در جنبه‌ های مدرن داستان باید گفت که به سطح احساسات گریه‌ داری که باید به آن برسد نرسیده است.

مترجم: محمد حسین جلالی

+ The Notebook (نوت بوک) – اس استار وی
قدرتمندترین خودروهای جهان با پيشرانه پلاگین هیبرید
4 هفته پیش ارسال شده

برای آشنایی با ۱۵ خودروی قدرتمند پلاگین هیبرید بازار جهانی، همراه زومیت باشید.

در بازار خودروهای هیبرید و پلاگین هیبرید مدل‌های متنوع شاسی‌بلند، کراس‌اور، سدان، کوپه و حتی سوپراسپرت وجود دارد. معمولاً اولویت اول بیشترین خریداران خودروهای پلاگین هیبرید، مصرف کم خودرو یا تجربه‌ی سواری همزمان با خودروی تمام برقی و بنزینی است. با اینکه خودروهای هیبرید پلی میان مدل‌های بنزینی و تمام برقی آینده هستند، اما تمام آن‌ها با تمرکز ویژه برای مصرق و قدرت کم طراحی نشده‌اند. در این مقاله قصد داریم تا ۱۵ خودروی قدرتمند پلاگین هیبرید بازار جهانی آشنا شویم. محصولات برندهای اروپایی ولوو، بی‌ام‌و، پورشه و مرسدس‌بنز بیشتر مدل‌های این فهرست را تشکیل می‌دهند اما در این میان چند مدل اروپایی و یک ابرخودرو هم به چشم می‌خورند. در ادامه فهرست تهیه شده توسط وب‌سایت Insideevs آورده شده است که بدون ایراد هم نیست.

۱۵- ولوو XC60 T8

Volvo XC60  2018

قدرت: ۳۲۰ اسب بخار

گشتاور: ۶۴۰ نیوتن‌متر

XC60 کراس‌اور لوکس ولوو است که سال گذشته وارد نسل دوم خود شد. این مدل خوش ساخت از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری مجهز به سوپرشارژر و توربوشارژر در کنار پک باتری لیتیوم-یون ۱۰.۴ کیلووات ساعت استفاده می‌کند. تیم مهندسی ولوو XC60 را به‌عنوان یک کراس‌اور لوکس، راحت و کم مصرف طراحی کرده است که با نهایت سرعت ۲۲۹ کیلومتر بر ساعت، در زمان ۵.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد. نسل دوم ولوو XC60 اولین مدل از سری ۶۰ این برند و اولین مدل پس از روی کار آمدن جیلی است که همانند سه مدل سری ۹۰ از پلتفرم SPA سوئدی‌ها استفاده می‌کند. البته برخلاف اطلاعات درج شده در فهرست انتخابی وب‌سایت Insideevs، مدل XC60 T8 در وب‌سایت رسمی ولوو با قدرت ۴۰۰ اسب بخار تعریف شده است و فقط مدل T8 بنزینی با قدرت ۳۲۰ اسب بخار وجود دارد.

۱۴- بی‌ام‌و سری ۷ مدل ۷۴۰e xDrive iPerformance

bmw 740

قدرت: ۳۲۲ اسب بخار

گشتاور: ۵۰۰ نیوتن‌متر

مدل پلاگین هیبرید ۷۴۰e از نسل هفتم سری ۷ بی‌ام‌و با ۲ اسب بخار قدرت بیشتر و البته گشتاور کمتر، در جایگاه ۱۴ این فهرست قرار گرفته است. ۷۴۰e xDrive iPerformance لوکس، جادار و راحت از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری توربوشارژ، پک باتری لیتیوم-یون ۹.۲ کیلووات ساعت و گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک استفاده می‌کند. پلاگین هیبرید ۷۴۰e بی‌ام‌و که نسخه با طول بیشتر آن هم عرضه می‌شود برای رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت، فقط به ۵.۱ ثانیه زمان نیاز دارد. نهایت سرعت این سدان لوکس و زیبای آلمانی به ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

۱۳- کادیلاک CT6 PHEV

کادیلاک CT6

قدرت: ۳۵۵ اسب بخار

گشتاور: ۵۸۳ نیوتن‌متر

اگر طرفدار خودروهای آمریکایی باشید، بهترین گزینه سدان بزرگ پلاگین هیبرید لوکس و جادار CT6 PHEV محصول برند پرطرفدار کادیلاک است. کادیلاک CT6 پلاگین هیبرید در سال ۲۰۱۵ با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری و پک باتری لیتیوم-یون ۱۸.۴ کیلووات ساعت رونمایی شد. این سدان آمریکایی که خط تولید آن مانند چند مدل بیوک، کادیلاک و شورولت در شانگهای چین قرار دارد، در مقایسه با سری ۷ بی‌ام‌و ۳۲ اسب بخار بیشتر تولید می‌کند تا به شهرت خودروسازان آمریکایی لطمه‌ای وارد نکند. کادیلاک CT6 پلاگین هیبرید در زمان ۵.۲ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

۱۲- بی‌ام‌و i8

BMW i8 Roadster

قدرت: ۳۶۹ اسب بخار

گشتاور: ۵۷۰ نیوتن‌متر

کوپه‌ی خاص بی‌ام‌و i8 که به‌تازگی مدل کروک آن هم رونمایی شد، جزو معدود خودروهای پلاگین هیبرید اسپرت و پرقدرت بازار جهانی بوده اما، با این‌حال به فهرست ۱۰ خودروی قدرتمند پلاگین هیبرید نرسیده است. بی‌ام‌و i8 در مدل ۲۰۱۹ توسط مهندسین باواریا بازنگری شده است تا پیشرانه‌ی ۳ سیلندر ۱.۵ لیتری توربوشارژ آن در کنار پک باتری لیتیوم-یون ۱۱.۶ کیلووات ساعت بیش از ۳۵۰ اسب بخار قدرت تولید کند. بی‌ام‌و i8 کوپه و رودستر هر دو با نهایت سرعت ۲۵۰ کلومتر بر ساعت به‌ترتیب در زمان ۴.۲ و ۴.۴ ثانیه ، به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسند.

۱۱- ولوو S60 T8

ولوو / Volvo S60 2019

قدرت: ۴۰۰ اسب بخار

گشتاور: ۶۴۰ نیوتن‌متر

دومین نسل از سدان لوکس و زیبای ولوو S60 که چند روز پیش رونمایی شد، تازه نفس‌ترین پلاگین هیبرید این فهرست است. S60 جدید از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری سوپرشارژ و توربوشارژ ولوو T8 با قدرت ۳۱۳ اسب بخار، موتور الکتریکی با قدرت ۸۷ اسب بخار و گیربکس ۸ سرعته‌ی اتوماتیک استفاده می‌کند.

مقاله‌های مرتبط:

عملکرد فنی این سدان زیبا شامل نهایت سرعت و تست سرعت صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت آن هنوز اعلام نشده است. وب‌سایت Insideevs گشتاور این مدل را درج نکرده است اما بر اساس اطلاعات وب‌سایت رسمی ولوو، همانند دیگر مدل‌های T8 نسل جدید S60 هم با ۶۴۰ نیوتن‌متر گشتاور همراه است.

۱۰- ولوو XC90 T8

Volvo XC90 / ولوو

قدرت: ۴۰۰ اسب بخار

گشتاور: ۶۴۰ نیوتن‌متر

در جایگاه ۱۰ قدرتمندترین خودروهای پلاگین هیبرید دنیا، نسل دوم کراس‌اور سایز متوسط و لوکس XC90 با پیشرانه‌ی T8 قرار گرفته است که مشخصات فنی آن مشابه سدان جدید XC60 است. نسل دوم ولوو XC90 از سال ۲۰۱۴ به بازار جهانی عرضه شده اما پلاگین هیبرید این کراس‌اور مجهز به پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری سوپرشارژ و توربوشارژ T8 در کنار پک باتری لیتیوم-یون از سال ۲۰۱۵ فروخته شده است. ولوو XC90 T8 در تست‌های وب‌سایت کار اند درایور، در زمان ۵.۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت رسیده است.

۹- ولوو S90 T8

Volvo S90

قدرت: ۴۰۲ اسب بخار

گشتاور: ۶۵۱ نیوتن‌متر

سدان لوکس S90 دیگر محصول ولوو است که از سیستم هیبرید T8 این برند با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری سوپرشارژ و توربوشارژ استفاده می‌کند. دوباره باید ذکر شود که در وب‌سایت ولوو S90 T8 با قدرت ۴۰۰ اسب بخار و گشتاور ۶۴۰ نیوتن‌متر مشخص شده است اما در فهرست Insideevs این مقادیر متفاوت است.

۸- کارما رِوِرو

Karma Revero / کارما رورو

قدرت: ۴۰۳ اسب بخار

گشتاور: ۱۳۳۰ نیوتن‌متر

رورو (Revero) سدان لوکس و اسپرت برند آمریکایی کارما (Karma) است که به‌عنوان جایگزین مدل فسیکر (Fisker) در سال ۲۰۱۶ رونمایی شد. کارما رورو از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری توربوشارژ، دو موتور الکتریکی، پک باتری لیتیوم-یون ۲۱.۴ کیلووات ساعت و پنل‌های خورشیدی سقفی استفاده می‌کند تا با نهایت سرعت ۲۰۱ کیلومتر بر ساعت، در زمان ۵.۴ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد. بر اساس گفته‌های مدیرعامل این شرکت کوچک آمریکایی که در حال حاضر در اختیار شرکت چینی وانژیانگ (Wanxiang) قرار دارد، هدف نهایی تولید و فروش ۳ هزار دستگاه کارما رورو است.

۷- ولوو S60 T8 پل‌استار

ولوو / Volvo S60 2019

قدرت: ۴۱۵ اسب بخار

گشتاور: اعلام نشده

قدرتمندترین محصول ولوو در این فهرست، نسل جدید S60 T8 نسخه‌ی تیونینگ شده‌ی دپارتمان پل‌استار (Polestar) ولوو بوده که هنوز گشتاور آن اعلام نشده است. مدل پل‌استار نسل جدید ولوو S60 T8 با کیت بدنه‌ی متفاوت، سیستم تعلیق بهتر و قدرت بیشتر که حاصل بهینه‌سازی ECU و قوای فنی هیبرید است، از مدل‌های دیگر کارخانه‌ای جدا می‌شود. محصولات ولوو سهم قابل توجهی از این فهرست را تشکیل داده‌اند، اما مقام‌های پایین‌تر از جایگاه ۷ در اختیار خودروهای آلمانی و و تنها ابرخودروی پلاگین هیبرید است.

۶- پورشه کاین S E-Hybrid

پورشه کاین cayenne 2019

قدرت: ۴۱۶ اسب بخار

گشتاور ۵۹۰ نیوتن‌متر

کراس‌اور لوکس پورشه کاین S  E-Hybrid مجهز به پک باتری لیتیوم-یون ۱۰.۸ کیلووات ساعت، از پیشرانه‌ی ۶ سیلندر V شکل ۳ لیتری سوپرشارژ ۳۳۳ اسب بخار قدرت و از موتور برقی ۹۵ اسب بخار قدرت می‌گیرد تا در مجموع ۴۱۶ اسب بخار قدرت داشته باشد. البته مدل کاین E Hybrid در وب‌سایت رسمی پورشه با قدرت ۴۶۲ اسب بخار قرار گرفته اما در فهرست Insideev درج نشده است. کاین S E-Hybrid با نهایت سرعت ۲۴۳ کیلومتر بر ساعت در زمان ۵.۲ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

۵- مرسدس‌بنز S550e

مرسدس بنز / Mercedes Benz S550e

قدرت: ۴۳۶ اسب بخار

گشتاور: ۶۵۰ نیوتن‌متر

مدل لوکس و پرقدرت مرسدس‌بنز S550e از پیشرانه‌ی ۶ سیلندر V شکل ۳ لیتری بای توربوشارژ و پک باتری لیتیوم-یون ۸.۷ کیلووات ساعت استفاده می‌کند. S550e در زمان ۴.۹ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و البته توانایی رسیدن به نهایت سرعت ۲۰۹ کیلومتر بر ساعت را هم دارد.

۴- مرسدس‌بنز GLE 500e

Mercedes Benz GLE 500e / مرسدس بنز

قدرت: ۴۳۶ اسب بخار

گشتاور: ۶۵۰ نیوتن‌متر

شاسی‌بلند لوکس و سایز متوسط GLE در تیپ پلاگین هیبرید نیز عرضه می‌شود. همانند S550e، این شاسی‌بلند هم از پیشرانه‌ی V6 بای توربوشارژ با حجم ۳ لیتر استفاده می‌کند. مرسدس GLE 500e برای رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت فقط به ۵.۲ ثانیه نیاز دارد.

۳- پورشه پانامرا ۴ E-Hybrid

پورشه پانامرا / Porsche Panamera

قدرت: ۴۶۲ اسب بخار

گشتاور: ۷۰۰ نیوتن‌متر

سدان لوکس پورشه پلاگین هیبرید پانامرا در نسخه ۴ E-Hybrid بیش از ۴۵۰ اسب بخار قدرت تولید می‌کند. پیشرانه‌ی ۶ سیلندر V شکل ۲.۹ لیتری توئین توربوشارژ در کنار پک باتری لیتیوم-یون ۱۴.۱ کیلووات ساعت قرار گرفته است تا پانامرا ۴ E-Hybrid در زمان ۴.۴ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد. البته بازهم برخلاف اطلاعات وب‌سایت Insideevs، بر اساس وب‌سایت رسمی پورشه قدرت این مدل ۴۵۵ اسب‌بخار بوده و زمان ۴.۶ ثانیه برای تست سرعت صفر تا ۱۰۰ آن درج شده است.

۲- پورشه پانامرا S E-Hybrid

2018 Panamera Turbo S E-Hybrid Sport Turismo

قدرت: ۶۸۰ اسب بخار

گشتاور: ۸۵۰ نیوتن‌متر

مدل S E-Hybrid پورشه پانامرا با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۴ لیتری توئین توربوشارژ و پک باتری لیتیوم-یون ۱۴.۱ کیلووات ساعت در جایگاه دوم قدرتمندترین خودروهای پلاگین هیبرید فهرست Insideevs قرار گرفته است. زمان ۳.۵ ثانیه در تست سرعت صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت و نهایت سرعت ۳۰۹ کیلومتر بر ساعت از ویژگی‌های منحصر به فرد این مدل زیبا است.

۱- کونیگزگ رگرا

کوینیگزگ رگرا

قدرت: بیش از ۱۵۰۰ اسب بخار

گشتاور: بیش از ۲۰۰۰ نیوتن‌متر

قدرتمندترین خودروی پلاگین هیبرید دنیا، هایپرکار کونیگزگ رگرا (Regera) که فقط ۸۰ دستگاه از آن با قیمت نزدیک به ۲ میلیون دلار تولید می‌شود. رگرا از پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۵ لیتری توئین توربوشارژ در کنار ۳ موتور الکتریکی برند YASA و باتری لیتیوم-یون ۴.۵ کیلووات ساعت استفاده می‌کند. کونیگزگ رگرا با نهایت سرعت ۴۱۰ کیلومتر بر ساعت، در زمان ۲.۷ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

+ قدرتمندترین خودروهای جهان با پيشرانه پلاگین هیبرید
فیلم/ آنونس مجموعه «ستارگان راه» با صدای پرویز پرستویی – اخبار سینمای ایران و جهان
4 هفته پیش ارسال شده

اس استار وی: مجموعه «ستارگان راه» با موضوع خواندن فرازهایی از وصیت نامه شهدا با صدای پرویز پرستویی از جمعه یک تیر ماه روی آنتن شبکه سه می رود.

به گزارش اس استار وی، مجموعه «ستارگان راه» با صدای پرویز پرستویی در ۳۶۵ قسمت تدارک دیده شده و قرار است از روز جمعه اول تیرماه هر شب با وصیت خوانی یکی از شهدای دفاع مقدس مهمان خانه های مردم در شبکه سه شود.

این مجموعه در قالب کلیپ هایی طراح شده است و پرستویی در آنها بخش هایی از وصیت نامه شهدا را می خواند. همچنین کارگردانی این کار با علی اسماعیلی است و سازمان هنری رسانه ای اوج تهیه کنندگی این مجموعه کلیپ را برعهده دارد.

متن زیر برگرفته از متن وصیت نامه شهید اصغر صالحی است که در زیر این متن را می خوانید و در فیلم نیز می توانید این متن را با صدای پرویز پرستویی بشنوید:

«جای تاسف بسیار دارد که چهره گنهکار و روسیاه من در میان بعضی از برادران اس استار ویانی و مخلص بسیجی قرار گرفته است. وه که چه برادرانی واقعا انسان را تحت تاثیر اخلاق نیکوی خویش قرار می دهند.

چه نمازهایی را که اقامه می کنند که وقتی انسان خوب بدان نمازها گوش می کند واقعا  از نماز خواندن خویش پشیمان و افسرده می گردد و با خود می گوید اینها چه کسانی هستند که اینگونه نماز می خوانند. بارخدایا چقدر بدبختم؟ چقدر از این قافله عقب هستم و اینها در ملکوت اعلی هستند.»

+ فیلم/ آنونس مجموعه «ستارگان راه» با صدای پرویز پرستویی – اخبار سینمای ایران و جهان
برنامه ورزشی یا بلیت بخت‌آزمایی؟ – اخبار سینمای ایران و جهان
1 ماه پیش ارسال شده

اس استار وی: حجم تبلیغ شرکت در قرعه‌کشی و مسابقه پیامکی در برنامه «۲۰۱۸» به حدی زیاد است که گاهی این برنامه به مراسم بخت‌آزمایی شباهت پیدا می‌کند. همچنین معرفی تبلیغ‌گونه کشورها در این برنامه، سؤال‌برانگیز است.

به گزارش اس استار وی، برنامه «۲۰۱۸» با اجرا و تهیه‌کنندگی عادل فردوسی‌پور، علاوه‌بر پخش زنده مسابقات این دوره از جام جهانی و تحلیل آنها بخش دیگری هم دارد. یکی از این بخش‌ها به معرفی کشورهای حاضر در جام جهانی می‌پردازد. در این بخش، به بهانه رقابت تیم‌های هر کشوری، گزارشی از تاریخ سیاسی و اجتماعی آن کشور ارائه می‌شود. اما نکته قابل تأمل، سانسور و تحریف بسیاری از واقعیت‌های مهم تاریخی درباره این کشورهاست و گویی برنامه «۲۰۱۸» درحال تبلیغ این کشورهاست.

به‌طور مثال فردوسی‌پور در معرفی کشورهای انگلیس و فرانسه، هیچ‌ اشاره‌ای به مهم‌ترین بخش‌های تاریخ معاصر این کشورها، یعنی استعمار و برده‌داری و جنایات گسترده آنها در کشورهای تحت سلطه‌شان نکرد. این درحالی است که این برنامه فرصت بسیار مناسبی برای بیان بسیاری از واقعیت‌ها به مخاطب انبوه این برنامه است.


همچنین حجم بسیار زیاد دعوت از بینندگان این برنامه برای شرکت در مسابقه و قرعه‌کشی با دادن وعده جوایز چندین میلیونی در این برنامه، برخلاف رسالت صداوسیما در جهت ترویج اقتصاد مقاومتی و دوری از ‌اشرافی‌گری است. طوری که گاهی فضای برنامه به مراسم بلیت بخت‌آزمایی شباهت می‌یابد.

منبع: کیهان

+ برنامه ورزشی یا بلیت بخت‌آزمایی؟ – اخبار سینمای ایران و جهان
انیمیشن «شگفت‌انگیزان ۲» صدرنشین باکس آفیس آمریکا
1 ماه پیش ارسال شده

 «شگفت‌انگیزان ۲» محصول دیزنی-پیکسار با فروش ۱۸۲ میلیون دلاری خود از نمایش در ۴۴۱۰ سالن سینما در آمریکای شمالی در نخستین آخرهفته نمایشش خوش درخشید.

به این ترتیب این فیلم به پرفروش‌ترین فیلم انیمیشن در نخستین آخر هفته نمایشش بدل شد و موفق شد «در جستجوی دوری» ‌را که سال ۲۰۱۶ با فروش ۱۳۵ میلیون دلار ظاهر شده بود، جا بگذارد. این فیلم که ساخته برَد بِرد است با صدای بازیگران قسمت نخست، شامل کریگ تی. نلسون در نقش آقای شگفت‌انگیز، هالی هانتر در نقش الاستی گرل، ساموئل ال. جکسون در نقش فروزون و سارا وول در نقش ویولت ساخته شده است.

این انیمیشن همچنان ماجراهای خانواده پار را دنبال می‌کند که با داشتن مسئولیت‌های ابرقهرمانانه می‌خواهند زندگی نرمال داشته باشند.

برد نویسنده و کارگردان قسمت اصلی این انیمیشن نیز بود که سال ۲۰۰۴ در افتتاحیه‌اش ۷۰.۵ میلیون دلار فروخت و دومین افتتاحیه پرفروش برای یک فیلم بلند انیمیشن را رقم زد. این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن سال شد و در سراسر جهان ۶۳۳ میلیون دلار فروش کرد.

«اوشن ۸» با فروش نزدیک به ۲۰ میلیون دلار دیگر از نمایش در ۴۱۴۵ سالن سینما مکان دوم باکس آفیس را به خود اختصاص داد. این فیلم که چهارمین ادامه بر مجموعه «اوشن» است تاکنون ۷۹ میلیون فروش کرده است. در این فیلم ساندرا بولاک در نقش خواهر شخصیت دنی از فیلم «اوشن» اصلی، گروه زنان را که شامل کیت بلانشت، میندی کالینگ، ریحانا، آوکوافینا، سارا پالسون، هلنا بونهام کارتر و آن هاتاوی می‌شود، گرد آورده است تا دست به سرقت جواهراتی میلیون دلاری بزنند.

«برچسب» با بازی جان هم، جرمی رنر، هانیبال برس، جیک جانسون و اد هلمز با اولین اکرانش ۱۴.۶ میلیون دلار از نمایش در ۳۳۸۲ سالن سینما به دست آورد و جایگاه سوم را به خود اختصاص داد. این کمدی درجه R بر مبنای مقاله‌ای از وال استریت ژورنال درباره گروهی از مردانی است که از کودکی با هم دوست بودند و حالا که بزرگ شده‌اند هم هنوز دارند یک بازی طولانی را از همان زمان ادامه می‌دهند. این فیلم را که برای روز پدر اکران شد، جف تامسیک کارگردانی کرده و فیلمنامه را راب مک‌کیتریچ و مارک استایلن نوشته‌اند.

جایگاه چهارم باکس آفیس نیز در اختیار «سولو: یک داستان جنگ ستاره‌ای» است که ۹.۱ میلیون دلار در پنجمین هفته نمایشش فروخت. این فیلم در بازار داخلی آمریکا در مجموع ۱۸۳ میلیون دلار فروخته و در بازار جهانی در مجموع ۳۳۹.۵ میلیون دلار کسب کرده است.

این در حالی است که رقیب این فیلم یعنی «ددپول۲» در مجموع ۲۸۵ میلیون دلار در باکس آفیس داخلی و ۶۶۵ میلیون دلار در بازار جهانی فروش کرده است.

منبع: مهر

+ انیمیشن «شگفت‌انگیزان ۲» صدرنشین باکس آفیس آمریکا
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت اس استار وی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس