آینده سینمای جهان به انیمیشن و مستند تعلق دارد/ سالی یک فیلم انیمیشن می‌سازیم – اخبار سینمای ایران و جهان
1 ماه پیش ارسال شده

به گزارش اس استار وی، مراسم معارفه معاونان انیمیشن و مستند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با حضور مدیرعامل، جمعی از مدیران مرکز گسترش و جامعه سینمای انیمیشن کشور برگزار شد.

در ابتدای مراسم سیدمحمدمهدی طباطبایی‌نژاد گفت: از ۲ سال قبل مقرر شد در ساختار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و فعالیتی که در طول بیش از ۳۴ سال انجام می‌گرفت، تغییراتی ایجاد شود و حمایت از تولید فیلم‌های اول و دوم سینمایی، مستند، فیلم کوتاه حرفه‌ای و انیمیشن که در این مرکز انجام می‌شد به تمرکز بر تولید مستند و انیمیشن محدود شود. البته این تصمیم تنها به معنای حمایت ویژه از سینمای مستند نبود و باید اعلام کنم که اساس این تغییر به دلیل رویکرد و حمایتی بود که سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حمایت از سینمای انیمیشن کشور مدنظر داشت.

مدیرعامل مرکز گسترش افزود: لازم بود در این زمینه تغییراتی را اعمال کنیم و امیرمحمد دهستانی را از جمع دوستان انیماتور برای معاونت انیمیشن مرکز انتخاب کردیم. وظیفه خود می‌دانم از همکارانی که در این سال‌ها ما را در شورای انیمیشن مرکز همراهی کردند از جمله سعید توکلیان، روانبخش صادقی، اسماعیل شرعی و محمدعلی صفورا تشکر کنم.

وی ضمن تشکر ویژه از مرتضی رزاق‌کریمی گفت: وی طی این سال‌ها در کنار مسئولیت‌های متعددی که برعهده داشتند، مدیریت شورای انیمیشن مرکز را هم عهده‌دار بود و من به صورت ویژه از وی تشکر می‌کنم چون در این سال‌ها مرکز گسترش موفقیت‌های متعددی را در جشنواره‌های ملی و بین‌المللی انیمیشن کسب کرد.

طباطبایی‌نژاد با اشاره به دیداری که پیش از آغاز مراسم با رییس سازمان سینمایی داشته است، افزود: محمدمهدی حیدریان ضمن عذرخواهی بابت عدم حضور در این جلسه یادآوری کرد که یکی از مهم‌ترین اولویت‌های سینما برای وی و سازمان سینمایی، حمایت جدی از انیمیشن است.

مدیرعامل مرکز گسترش تقارن تاسیس صنف کارگری انیمیشن و راه‌اندازی معاونت انیمیشن مرکز را به فال نیک گرفت و گفت: بدیهی است این صنوف هستند که در این حوزه نقش اصلی را ایفا می‌کنند و ما در مقام دولت قرار است حامی و همراه صنوف باشیم. آسیفا هم که سال‌های طولانی به عنوان خادم جامعه انیمیشن فعالیت کرده است امروز می‌تواند در نقش فرهنگی و جدی‌تر خود، حامی و یار و یاور سینمای انیمیشن باشد.

وی ادامه داد: در حکم امیرمحمد دهستانی بحث‌های متعددی را مدنظر قرار دادیم. مرکز گسترش در میان فعالیت‌های متنوعی که انجام می‌دهد، تنها در بخش انیمیشن حمایت از پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد را در دستور کار دارد. خوشبختانه انیمیشن‌های هنری در طول این سال‌ها رشد خوبی داشته‌اند اما آن چه که در سینمای مستند و انیمیشن با آن مواجه هستیم عدم ورود جدی به حوزه بازار بین‌المللی فیلم انیمیشن و مستند است.

طباطبایی‌نژاد با بیان این که در دوره پیش‌رو رویکرد مرکز گسترش توجه جدی‌تر به حوزه بازار جهانی فیلم است، تصریح کرد: می‌خواهیم بازتعریفی برای تولید مشترک داشته باشیم. اگر نتوانیم در تولید مشترک با کشورهای صاحب صنعت این حوزه تعامل داشته باشیم، بدیهی است که ورودمان به بازار فیلم هم ساده نخواهد بود.

دهستانی محبوب‌ترین استاد انیمیشن دانشگاه است

در ادامه‌ این مراسم علیرضا گلپایگانی گفت: برای من امیرمحمد دهستانی فراتر از یک دوست و همچون یک برادر بزرگ است. سابقه آشنایی من با دهستانی به نیمه دهه ۶۰ بازمی‌گردد؛ در یک کارگاه کوچک انیمیشن در دانشکده سینما که مردی جوان و خوشرو در کنار من، اولین فیلم کوتاه انیمیشن خود را به سرانجام رساند. در طول این ایام همواره میل وی را برای تولید انیمیشن شاهد بودیم. دهستانی به مدت ۱۷ سال یکی از ستون‌های اصلی موسسه «حور» بود. او علاوه بر تولید، کارگردانی و … نیروهایی را در این موسسه که دانشگاهی نانوشته محسوب می‌شد، تربیت کرد که بعدها وارد بازار تولید انیمیشن شدند.

جوایز چهار سال اخیر سینمای انیمیشن بی‌سابقه است

در ادامه بهرام عظیمی با اشاره به اتفاقات مثبتی که در زمینه انیمیشن کوتاه و جشنواره‌ای در طول مدیریت سیدمحمدمهدی طباطبایی‌نژاد رخ داده است، گفت: در این سال‌ها شاهد اتفاقات خوبی بودیم و بسیاری از دوستانی که به صورت حرفه‌ای کار می‌کردند به مرکز آمدند و توانستند اثری تولید کنند که پیش از این نساخته بودند. جوایزی که دوستان انیماتور در چهار سال اخیر به دست آوردند، بی‌سابقه بوده است.

وی ادامه داد: دهستانی ۲۳ سال داشت که با هم و به همراه چند دوست دیگر، در موسسه «حور» کار حرفه‌ای را آغاز کردیم. در ادامه برخی رفتند و ما ماندیم و کار کردیم. او تا پیش از دریافت این حکم، انسانی درجه یک از دید ما بود و بعد از این حکم نمی‌دانم چه اتفاقی برای ما رخ می‌دهد و اگر روزی از او تقاضای سرمایه برای ساخت یک فیلم سینمایی داشته باشیم و او موافقت نکند، آیا باز هم همین حرف را درباره امیر می‌زنیم یا نه!؟

عظیمی در پایان با اشاره به صحبت‌هایی که پیرامون تولید مشترک با کشورهای خارجی مطرح شد، بیان کرد: موضوع اصلی این است که بچه‌های کشور ما تشنه‌ انیمیشن خوب هستند و باید برای این قشر انیمیشن‌های خوب ساخت.

روانبخش صادقی هم با حضور پشت تریبون درباره‌ امیرمحمد دهستانی گفت: دهستانی بسیار به روز است و به نظر من از خودگذشتگی کرد که این مسئولیت را پذیرفت. زمانی که مسئولیتی را می‌پذیرید، بسیاری از دوستان تصور می‌کنند حقی از آن‌ها ضایع شده است و این نیازمند یک از خودگذشتگی است. امیدوارم مقداری در این زمینه مدارا کنیم و به نظرات اعضای شورای امیرمحمد دهستانی احترام بگذاریم چرا که او اعتبار یک جمع است. امروز را به فال نیک می‌گیرم و قطعاا معاونت انیمیشن و حضور دهستانی یکی از نقاط عطف انیمیشن ایران خواهد بود.

در ادامه این مراسم ضمن یادی از وحید نصیریان و قرائت فاتحه‌ای برای شادی روح این هنرمند حوزه انیمیشن، با حضور حسین ترابی، طباطبایی‌نژاد و سعید توکلیان، حکم معاونان مستند و انیمیشن مرکز به مرتضی رزاق‌کریمی و امیرمحمد دهستانی اهدا شد.

حضور انیمیشن در سینما و سینما در انیمیشن، کلید اصلی این معاونت است

امیرمحمد دهستانی پس از دریافت حکم خود و تشکر از گلپایگانی، عظیمی و روانبخش صادقی که درباره او سخن گفته بودند، گفت: بسیار خوشحالم که معاونت انیمیشن مرکز گسترش راه‌اندازی شد. بحث حضور انیمیشن در سینما و سینما در انیمیشن کلید اصلی این معاونت است. ذهنیت ما تولید سینمایی است و می‌خواهیم حداقل یک فیلم سینمایی انیمیشن و حداکثر سه فیلم پر فروش در سال تولید کنیم.

وی تاکید کرد: از تولیداتی که در چارچوب سینمای کودک و نوجوان باشد حمایت حداکثری خواهد شد از جمله آثار با ارزش ویدیویی که ما در ایران از آن محروم هستیم و باید در این مقطع به آن توجه کنیم.

دهستانی با بیان این که انیمیشن‌های هنری ایران وضعیت خوبی دارند، تصریح کرد: ما در این مدت تلاش کردیم که دوستان از تمامی نسل‌ها آثار خوبی تولید کنند که نتیجه آن را دیدیم. امیدوارم در انیمیشن‌های سینمایی هم بتوانیم این پیشرفت را داشته باشیم از سوی دیگر بحث انیمیشن در سینما بحث مهمی است و قصد داریم پیوندی میان سینمای زنده و انیمیشن داشته باشیم.

وی در ادامه یادآور شد: در طول سالیان گذشته برخی افراد به اشتباه وارد عرصه انیمیشن شدند؛ راهکارهای تخصصی برای جلوگیری از این اتفاق وجود دارد و باید در این زمینه کمی تعارفات را کنار بگذاریم. در سینما اصل بر کیفیت است و باید اثری تولید کنیم که مخاطب آن را به اثر خارجی ترجیح دهد و مسلما باید ویژگی‌های بومی و اعتقادی ما را داشته باشد. من چشم به حمایت همگی شما دارم و اگر شما نبودید به هیچ عنوان این سمت را قبول نمی‌کردم. من به پشتوانه‌ شما نیاز دارم و امیدوارم بتوانیم تحولی در انیمیشن ایران ایجاد کنیم.

آینده سینمای جهان به انیمیشن و مستند تعلق دارد

مرتضی رزاق‌کریمی هم در سخنانی اظهار کرد: حضور در حوزه‌ انیمیشن مرکز  گسترش برای من یک فرصت بود. در این چند سال آموزه‌های بسیاری کسب کردم و برای من به عنوان یک فرد بی‌تجربه بسیار جذاب بود ضمن این که درس‌های اخلاقی و سینمایی بسیاری گرفتم.

وی در پایان عنوان کرد: وجه مشترکی در انیمیشن و مستند وجود دارد و آینده سینمای جهان به این دو شاخه تعلق دارد اما متاسفانه در کشور ما مغفول مانده‌اند. آرزو دارم به زودی شاهد موفقیت‌های روزافزون در حوزه انیمیشن باشیم که البته حضور آقای دهستانی نویدبخش موفقیت‌های بزرگ‌تری در انیمیشن است.

در این مراسم که اجرای آن بر عهده شهنام صفاجو مدیر روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بود، مسئولان و هنرمندان دیگری نظیر محمدرحیم لیوانی مدیرعامل صبا، علیرضا قاسم‌خان مدیر موزه سینما، محمدرضا کریمی صارمی مدیرکل امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، محمدعلی فارسی، رامین حیدری فاروقی، عبدالله علیمراد، مهین جواهریان، فرشته شکیب، اسماعیل شرعی، فرخ یکدانه، امیر سحرخیز، محمد ابوالحسنی، مهرداد زاهدیان، سیدحسین حق‌گو، کیارش زندی، علی اس استار ویی اسکویی، معین صمدی، مهدی خرمیان، سعادت رحیم‌زاده، هاجر مهرانی، ناهید صمدی امین، بابک نکویی، کیانوش دالوند، فرنوش عابدی، امیرهوشنگ معین، مهرداد علمداری، مهرداد شیخان، محمد رزینی، جمال رحمتی و … حضور داشتند.

+ آینده سینمای جهان به انیمیشن و مستند تعلق دارد/ سالی یک فیلم انیمیشن می‌سازیم – اخبار سینمای ایران و جهان
نگاهی به اساطیر حاضر در فیلم Pan’s Labyrinth (هزار توی پن) – اس استار وی
1 ماه پیش ارسال شده

گیرمور دل تورو، از آن دسته کارگردانان سینما میباشد که بیشتر به جهت ساخت آثار ماندگار درام یا اکشن در سینما معرفی و شناخته نشده است. دل تورو بیشتر در دسته فیلم‌های فانتزی و علمی-تخیلی مشهور است و میتوان او را از بهترین کارگردانان این ژانرها به حساب آورد. اما دل تورو، اگرچه به ساخت آثاری همانند، «پسر جهنی قسمت اول و دوم»، در بین طرفداران کتاب‌های کامیک شناخته شد و سپس با ساخت فیلمی همچون؛ در حاشیه اقیانوس آرام به عنوان کارگردانی که توانایی ساخت آثار بلاک باستر دارد نیز خود را اثبات نمود ولی داستان شهرت و موفقیت دل تورو، با فیلمی بینظیر از دسته آثار فانتزی تاریک (گوتیک) رقم خورد.

pan.2

«هزار توی پن»، فیلمی به کارگردان گیرمور دل تورو میباشد و داستان دختری را روایت میکند که تحت کنترل ناپدر نظامی خود در مسیر رویاگانه‌ای به حقیقت زندگی خود و اتفاقات آن پی میبرد. شاخصه‌های فیلم هزار توی پن، طراحی صحنه، موسیقی متن، داستان و فیلمبرداری آن میباشد. ساخته دل تورو که از آن بعنوان یکی از بهترین آثار فانتزی سینما نیز یاد میشود، علاوه بر شهرت و معرفی او به عنوان کارگردانی هنرمند در تلفیق داده‌های ژانر فانتزی یا هنر سینمائی، همچنین سبب شد تا هزار توی پن در شش زمینه و دسته مختلف از مراسم اسکار سال ۲۰۰۶، نامزد شود و در نهایت در بخش‌های چهره پردازی، طراحی صحنه و فیلمبرداری موفق به کسب دریافت جایزه گردد. هزار توی پن اگرچه داستانی غیراقتباسی را روایت میکند ولی با مفاهیمی از ساطیر یونان و گاها رومی نوشته شده است، اساطیری که شاید فیلم از آنها عبور و گذر کرده باشد و مفهوم را در سرنوشت و عملکرد دختر داستان مرکزیت داده باشد. جهت آشنایی و درک بهتر فیلم هزار توی پن، نگاهی به کارکترهای اساطیری این عنوان می‌اندازیم.

خلاصه داستان

سال ۱۹۴۴، جنگ داخلی اسپانیا با پیروزی ژنرال فرانکو به پایان رسیده، اما همچنان گروه‌هایی وجود دارند که در مقابل فاشیست‌ها مقاومت میکند و نبرد در قسمت‌های شمالی کشور اسپانیا جریان دارد. همزمان اوفلیای ده ساله به همراه مادر باردارش، کارمن، عازم مناطق شمالی است تا به پدرخوانده‌اش سروان ویدال ملحق شوند. سروان ویدال، مامور پاکسازی منطقه، از وجود نیروهای مقاومت مردمی میباشد و در چنین مسیری او از استفاده هر گونه خشونتی، ترس ندارد، چرا که او بسیار شیفته قدرت میباشد و جهت رسیدن به هدفش از هیچ عملی کوتاهی نمیکند و همچنین از اوفلیا خوشش نمی‌آید و منتظر است تا همسرش برای او فرزند پسری بدنیا آورد؛ حتی اگر تولید این فرزند منجر به مرگ او گردد. اوفلیا که دلبسته دنیای افسانه‌ها و قصه‌های پریان است با رسیدن به اقامتگاه تازه خود، هزار تویی اسرار آمیز را در نزدیکی آن کشف میکند. و یک شب با هدایت یک پری به هزار توی داستان پا میگذارد و با کارکتر پان آشنا و رو به رو میشود. پان به او میگوید که اوفلیا فرزند پادشاه دنیای زیرزمین است و برای پیوستن به خانواده‌اش باید سه کار را قبل از کامل شدن قرص ماه انجام دهد. اوفلیا نیز میپذیرد، اما هنگام اجرای دومین دستور العمل خطایی کوچک از وی سر میزند و پان او را ترک میکند. از سوی دیگر، در دنیای واقعی نیز نبرد میان نیروهای مقاومت و افراد سروان ویدال به شدت جریان دارد. کارمن، مادر اوفلیا نیز به علت ضعف، تحت نظر دکتر قرار گرفته و اتاق‌اش از اوفلیا جدا شده است. اکنون تنها دوستِ دختر داستان، خدمتکار ارشد خانه به نام مرسدس میباشد که پنهانی با پارتیزان‌ها در ارتباط میباشد و در نهایت، کارمن هنگام به دنیا آوردن فرزندش از دنیا میرود. سپس یک شب، پان دوباره به سراغ اوفلیا آمده و به او میگوید که تصمیم گرفته تا فرصتی دیگر به او دهد. اوفلیا باید برادر تازه به دنیا آمده خود را برداشته و به هزار توی پان ببرد. اوفلیا به زحمت موفق میشود تا برادرش را ربوده و به مرکز هزار تو برساند، اما پان تقاضایی از او دارد که امکان پذیر نیست …

pan.3

اساطیر تزریق شده در هزار توی پن
کورونوس

کرونوس در اسطوره‌های یونان پادشاه تیتان‌ها میباشد و اگر بخواهیم مسیر شکل‌گیری او را معرفی کنیم باید از خائوس در روایت اسطوره نگاری یونانی را یادآور شویم. در ابتدای آفرینش خلاء یا خائوس به وجود آمد. سپس از خائوس زمین یا گایا، تارتاروس که دنیای زیرین است و اروس یا شهوت از خلاء به وجود آمدند. دیگر خدایان به وجود آمده از خائوس عبارتند از تاریکی یا اریوس و شب یا نیخ و اما از ازدواج آنها (اریوس و نیخ) هامرا یا روز و روشنایی یا آتیر متولد شدند.

از زمین یا همان گایا سه خدا متولد شدند: آسمان یا اورانوس، دریا یا پونتوس و کوه‌ها یا اورئا. آسمان هر شب با زمین (گایا و اورانوس) هم آغوشی میکرد. حاصل هم آغوشی مادر زمین و آسمان، دوازده تایتان بود، سه غول یک چشم و سه غول صددست که آنها در حقیقت نسل اول خدایان محسوب میشدند. اورانوس که در واقع پدر این دوازده تایتان بود از تمامی‌شان تنفر داشت و به همین جهت آنان را در تارتاروس یعنی دنیای زیرین زندانی کرد. این عمل باعث خشم مادر تیتان‌ها یعنی زمین یا گایا شد و از تیتان‌ها خواست انتقامشان را از اورانوس یا آسمان بگیرند. در میان دوازده خدایان اولیه، تنها کورونوس، کوچکترین تایتان حاضر به انجام خواسته‌ی مادر خود، گایا شد. در نتیجه گایا به او داسی آهنی داد تا توسط آن، اورانوس را اخته نماید و شب هنگام، زمانی که اورانوس برای نزدیکی با گایا نزدیک میشد، توسط فرزند خود، کورنوس اخته میشود.سپس، کورونوس آلت اخته شده‌یِ اورانوس را به دریا می‌اندازد که از آن آفرودیت یا خدای عشق زاده میشود.

هنگامی که کورونوس بعد از پدرش اورانوس به سلطنت خدایان رسید حاضر به آزاد کردن سایر تایتان‌ها از تاتاروس نشد و اورانوس و گایا پیش‌بینی کردند که فرزندانشان، کورونوس نیز توسط فرزند خود سرنگون خواهد شد. اما کورونوس جهت به حقیقت نپیوستن پیش‌بینی والدین خود، هر کدام از بچه‌های خود را هنگام تولد می‌بلعید. زمانی که کورونوس با رئا، خواهرش ازدواج کرد حاصل این ازدواج به ترتیب هستیا، دمتر، پوزیدون، هرا، هادیوس و زئوس بود و قصد داشت تا همه‌ی آنها را بخورد تا هیچ یک از فرزندانش حکومت او را سرنگون نکنند. اما هنگام تولد زئوس، رئا از اورانوس و گایا کمک میخواهد تا نگذارند کورونوس، زئوس را بخورند. رئا سنگ بزرگی را به کورونوس داد و وی نیز که فکر میکرد این سنگ بزرگ زئوس است آن را بجای زئوس بلعید تا آخرین فرزندش، هرگز حکومت او را تهدید نکند. سپس، رئا زئوس را به جزیره کرت (در نزدیکی یونان) برد و در همان جا او را بزرگ کرد. هنگامی که زئوس بزرگ شد داروی تهوع‌آوری را به کورونوس خوراند که باعث شد وی فرزندانی را که خورده بود بالا بیاورد تا جنگی ده ساله میان تایتان‌ها و فرزندان کورونوس شکل بگیرد. حاصل جنگ در نهایت با پیش‌بینی گایا و اورانوس همراه میشود و کورونوس شکست میخورد و سلطنت او به فرزندانش میرسد و میان زئوس و برادران و خواهرانش تقسیم میشود.

pan.4

پان

پان در اسطوره‌های یونان خدای چوپانان و گله‌ها میباشد و بر اساس نوشته‌های اساطیر رومی، با فاونوس مطابقت دارد. پان، اوقات خود را به شادی و رقص و آواز میگذراند. نی را از ابداعات او می‌دانند که به یاد عشقش سورینکس می‌نواخته است. پان همچنین خدای سرور نیز بود. او پسر هرمس و خدایی شوخ، جنجالی و شاد بر اساس نوشته‌های هومری میباشد. پان در ظاهر و شمایل، نیمه حیوان بود که شاخ بز بر سر داشت و پاهایش به شکل سُم بز بود. عنوان شده، پان در جنگل و بیشه‌ها زندگی میکند ولی آرکادی ،زادگاهش، را از همه جا بیشتر دوست داشت. از پان به عنوان موسیقیدانی بینظیر یاد میشود. پان آهنگ‌هایی مینواخت به زیبایی آواز بلبلان و همواره عاشق پریان بود اما به جهت شکل و ظاهر زشتش، از رسیدن به آنها، ناکام بود. همچنین بر اساس باور مردمان آن زمان نوشته شده است، آوازهای شبانه‌ای که مسافران سرگردان و هراسان می‌شنیدند، متصور میشدند که از اوست، به همین دلیل ترس و وحشت را با او همراه میخوانند.

پان با اینکه یکی از خدایان مهربان و خوش سیرت یونان باستان بوده، اما تصور میشد که صورت زشتی دارد. یونانیان باستان اعتقاد داشتند، پان در ظاهر، یک بینی بزرگ و برگشته، دو لب کلفت، یک دهان گشاد،دو گوش نوک تیز و بسیار پهن، موهای سرخ و وز کرده و دو شاخ ناهموار دارد. بدون شک چنین تصویری از خدایی مهربان اگرچه همخوان نیست ولی ظاهر شدن آن در نیمه‌های شب، سبب ترس و وحشتی بی‌مانند خواهد شد. متاسفانه پانِ اسطوره‌ای نیز با چنین ویژگی‌هایی مشهور بوده است که آدم‌ها و سایر جااس استار ویان را به شدت بترساند و از مشاهده‌یِ ترس آنها لذت ببرد. جالب است بدانید قبل از ترویجِ علمِ روانپزشکی، یونانی‌ها به هر شخصی که از تاریکی و صدای باد و چیزهایی از این قبیل می‌ترسید، می‌گفتند پانیک. البته پانِ اسطوره‌ای به خاطر چنین ویژگی‌های وحشتناکش عاقبت خوشی نداشت. او جلوی هر دختری ظاهر شد تا از آنها خواستگاری کند، دخترها فرار میکردند و در نهایت پان به دنبال یکی از دخترهایی که خیلی دوستش داشت دوید و چیزی نمانده بود تا دستش به او برسد که دخترک از پرندگان اسطوره‌ای کمک خواست تا او را به رودِ لایدون بیندازند. آنها نیز این کار را کردند و پان هم خودش را به رودخانه انداخت تا دخترک را هر طوری شده تصاحب کند، ولی درست وقتی که مطمئن بود که دست‌های دخترک را گرفته است، دید که تنها دسته‌ای نی را در آغوش کشیده است و خدای چوپانان و گله‌ها، پان، بعد از آن حادثه شروع به نی لبک زدن نمود تا اینکه در این هنر استاد شد.

گردآوری و بازنویسی: اس استار وی

+ نگاهی به اساطیر حاضر در فیلم Pan’s Labyrinth (هزار توی پن) – اس استار وی
گفتگو با پل توماس اندرسن | جست‌وجوی عشق در اعماق وحشت
1 ماه پیش ارسال شده

فیلم جدید «پل توماس اندرسن»، رشته خیال بازسازی مجازی فیلم سال ۲۰۱۲ او، استاد است. تا پیش از این، استاد بهترین فیلم کارنامه اندرسن بود، اما رشته خیال از بسیاری جهات از آن هم فیلم بهتری است. هر دو فیلم درباره یک شخصیت خلاق سلطه‌جو و وسواسی است که سیستم خلاقانه‌ و زندگی شخصی‌اش با ورود شخصیت دیگر در وهله اول وسعت پیدا می‌کند و بعد از مدتی در معرض خطر قرار می‌گیرد، شخصیتی که در ابتدا مطیع است و بعد خود به موجودی سلطه‌جو تبدیل می‌شود. یک تغییر اساسی در این فیلم در مقایسه با استاد لحن آن است. در استاد و رشته خیال، اندرسن یک قصه را تعریف می‌کند؛ در فیلم اول، در قالب یک تراژدی و در دومی کمدی. نکته جذاب ماجرا اما این‌جاست که دست آخر آن فیلمی که به ظاهر کمدی است، تراژیک‌تر از دیگری از کار درمی‌آید چرا که موضوع رشته خیال عشق است، قدرت پرآشوب عشق و قرابت نیروی خلاقه و مخرب عشق و هنر.

رشته خیال که مثل استاد در بیداری پس از جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد، حتی با مفهوم مجاورت رنج و مرگ هم برخوردی طنازانه دارد. قصه‌، قصه کلاسیک هنرمندی است در جست و جوی یک منبع الهام، زنی که آنقدر قدرت داشته باشد که بتواند ذهن خلاق او را به جنبش وادارد و در نهایت به درکی می‌رسد که برای دیگران بدیهی است، اما برای او غافلگیرکننده، زن زندگی مستقل و مجزایی دارد. این غافلگیری از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد که می‌فهمد زن چطور توانسته همزمان نیروی خلاقه ذهنی و آگاهی را در او بیدار کند و به اشکال شگفت‌انگیزی ذات الهام‌بخشی وجود او و معنای عمیق‌تر، تاریک‌تر و عجیب‌تر شراکت‌شان در زندگی و هنر را آشکار کند.

«دنیل دی لوئیس» (که گفته است رشته خیال آخرین فیلم او پیش از بازنشستگی خواهد بود) ظرافت باشکوه و اشرافی در بازی‌اش در نقش «رینولدز وودکاک» دارد، طراح لباسی میانسال، اهل لندن که محل کار و زندگی‌اش یکی است و خواهری دارد که در تجارتش شریک اوست و خود را سرگرم کوچک‌ترین جزئیات زندگی برادر کرده تا فضا را برای راحت‌تر کار کردن او فراهم کند. این دو در خانه‌ای بزرگ زندگی می‌کنند که زنان زیادی روزانه به آن مراجعه می‌کنند تا طراح هنرمند، آثارش را بیازماید. وودکاک لباس زنانه طراحی می‌کند، از این‌رو تمام مشتریانش زن هستند و در ابتدای فیلم وودکاک با زنی جوان به نام «جوآنا» رابطه‌ای کاری و عاشقانه دارد. وودکاک هم در زندگی و هم در هنر موجودی وسواسی و سلطه‌جو است. رفتارش همان نظم و دقتی را دارد که لباس‌های دوخته شده‌اش. او فضایی کنترل شده برای کارش ساخته که کوچک‌ترین مزاحمتی در آن راه ندارد و همه چیز در فضای بسته خانه وودکاک رخ می‌دهد. در ابتدای فیلم او را سر میز صبحانه می‌بینیم که جوآنا را به خاطر انتخاب نامطلوب شیرینی صبحانه سرزنش می‌کند. اتفاقی که موجب می‌شود حس زیبایی‌شناسانه‌اش را آزار دهد و وقتی جوآنا با او وارد جدلی کلامی شده و از خود دفاع می‌کند، آن‌چنان برآشفته می‌شود که کل روز توان کار کردن را از دست می‌دهد.

وودکاک آزرده به خانه ییلاقی‌اش می‌رود و صبح روز بعد در کافه‌ای کوچک، دخترک پیشخدمتی را می‌بیند که توجه او را جلب می‌کند. «آلمای» (ویکی کریپس) ظریف و مطیع را با خود به استودیوی طراحی‌اش می‌آورد و حضور او الهام‌بخش ذهن هنرمندش می‌شود. وودکاک خیلی زود از «آلما» می‌خواهد مدل تمام وقت کارهای او و مقیم خانه‌اش در لندن شود و آلما موافقت کرده و راهی شهر می‌شود.

«اندرسن» برای نخستین‌بار فیلمبرداری اثرش را خود به عهده گرفته است. دوربین اندرسن نرم با رنگ‌های روشن قدرتمند و زوایایی ظریف، تصاویری خلق کرده که با چین و شکن پارچه‌های خانه وودکاک هماهنگی غریبی دارد. گذشته از تصاویر، دیالوگ‌ها شکوه و جلالی در حد و اندازه جملات قصار ادبی دارند و به زیبایی هر چه تمام‌تر پرداخته شده‌اند، درست مثل دکور و لباس‌های ظریف و دقیق فیلم و مهم‌تر از این‌ها، تمامی شخصیت‌ها.

این اعتراف سینمایی اندرسن نشان از عقب‌نشینی او از تکنیک همیشگی‌ رعب‌آور و زوایای تاریک و پنهان تخیلات رمانتیک‌اش دارد. «پل ولری» می‌‌گوید: «سلیقه از مجموع هزاران بدسلیقگی ساخته می‌شود و وودکاک استاد کشف بدسلیقگی است. اندرسن با فرورفتن در عمق وحشت، خشونت و رنج، تصویری از عشق ترسیم می‌کند که حاوی جزئیات دراماتیک خارق‌العاده‌ای است، اما نقطه عظمت فیلم آن‌جاست که فیلمساز تمامی این جزئیات را با بروز احساساتی ناگهانی و خروشان دور می‌ریزد.» اندرسن می‌گوید هنر و زندگی را با هم یکی کنید، اما منتظر خطراتش هم باشید، خود را برای بدترین‌ها آماده کنید و بدانید که هیچ‌وقت در چنین شرایطی بدترین از بهترین قابل تمیز نیست.

گفت‌وگو با «پل توماس اندرسن» درباره‌ آخرین فیلمش، رشته‌ خیال، و همکاری دوباره با «دنیل دی‌لوئیس»

خون به پا خواهد شد در سال ۲۰۰۷ آخرین همکاری «پل تامس اندرسن» و «دنیل دی‌لوئیس» را رقم زد و همین‌طور دومین اسکار بازیگری برای دی‌‌لوئیس و سه نامزدی اسکار برای کارگردان به‌همراه آورد و بعدها «نیویورک تایمز» آن را بهترین فیلم قرن نامید. یک دهه پس از خون به پا خواهد شد، این دو برای رشته‌ خیال کنار هم قرار گرفتند. فیلم قصه‌ «رینولدز وودکاک» (دی ‌لوئیس) مرد مجرد و تنهایی در دهه‌ ۵۰ در لندن است که علاقه‌ بیمارگونه‌ای به «الما» (ویکی کریپس) پیدا می‌کند و از او برای کارش الهام می‌گیرد. سومین شخصیت مهم قصه «سیریل وودکاک» (لزلی منویل) خواهر رینولدز است، کسی که درواقع پیش‌برنده‌ اصلی داستان است. فیلمساز ۴۷ساله که در کالیفرنیا زندگی می‌کند، بیشتر فیلم‌هایش را همان‌جا ساخته است، ازجمله خون به پا خواهد شد و خباثت ذاتی (۲۰۱۴) با بازی «واکین فینیکس».

اما رشته‌ خیال در مقایسه با فیلم‌های قبلی او فضایی بسته‌تر و کنترل‌شده‌تر دارد و به گفته‌ خود او ساخته نشدنش در کالیفرنیا برای فیلمساز فرصتی بود تا از حاشیه‌ امن خود بیرون بیاید. رشته‌ خیال از بسیاری جهات فیلم متفاوتی در کارنامه‌ اندرسن به‌شمار می‌رود، جز این‌که این بار هم قصه درباره‌ قدرت و برتری‌جویی شخصیتی سلطه‌طلب بر دیگری ضعیف‌تر است، اما این معادله‌ همیشگی در یک بستر عاشقانه فضای متفاوتی پیدا کرده است. دنیل دی‌لوئیس که علاوه بر بازیگری به‌عنوان فیلمنامه‌نویس هم در این پروژه حضور داشته‌است،‌ چندی پیش اعلام کرد که این آخرین حضور او بر پرده‌ سینما خواهد بود. اندرسن در گفت‌وگو با «اینترتیمنت ویکلی» از دومین همکاری‌اش با دی‌لوئیس،‌ روند نوشته شدن فیلمنامه و نظرش درباره‌ بازنشستگی او صحبت می‌کند.

• عنوان فیلم خیلی دیر اعلام شد و تا آن زمان فقط پروژه‌ بی‌نام پل توماس اندرسن نامیده می‌شد. آیا برای انتخاب این اسم شک و تردیدی داشتید؟

اگر بگویم شک و تردید داشتم یعنی ایده‌های مختلفی برای اسم وجود داشته، اما این‌طور نیست. رشته‌ خیال عنوان فوق‌العاده‌ای است. نام یک کمپانی فیلمسازی هم هست و به‌نظرم از هر جهت برای فیلم مناسب است اما تلاش‌مان این بود که بگردیم و ببینیم آیا نام دیگری پیدا می‌شود که به همین اندازه خوب و فراخور حال داستان باشد یا نه. بدم نمی‌آمد بگویم قصد در رسمی نکردن نام فیلم وجود داشته و می‌خواستیم عمدا پنهان‌کاری کنیم ولی درواقع فقط منتظر بودیم ببینیم چه پیش می‌آید.

• آیا نرساندن فیلم به جشنواره‌ها عمدی بود یا صرفا روند اتفاقات به این سمت رفت که فیلم خارج از فصل جشنواره‌ها راهی اکران عمومی شود؟

نه، قطعا عمدی در کار نبود. این اولین فیلمی است که پس از اتمام فیلمبرداری وقت زیادی برای تدوینش نداشتم. فیلمبرداری در ماه آوریل تمام شد. در نتیجه فیلم درست پیش از تاریخ اکران اعلام شده، آماده شده بود و به‌همین دلیل فرصت شرکت در جشنواره‌هایی که معمولا در آن‌ها حضور دارم از بین رفت، ازجمله جشنواره‌ نیویورک یا ونیز یا تورنتو. تنها علتش این بود که فیلم آماده نشده بود.

• این هشتمین فیلمی است که کارگردانی کرده‌اید. اگر سال‌ها قبل، شاید مثلا بعد از فیلم سوم‌تان؛ مگنولیا به شما می‌گفتند این فیلم را خواهید ساخت از چه ویژگی آن بیشتر تعجب می‌کردید؟

چه بازی جالبی… بگذارید فکر کنم. خب به احتمال زیاد می‌گفتم:« واقعا من دو‌بار با دنیل دی‌لوئیس کار کردم؟» قطعا این اولین واکنش من بود.

• اولین بار که دی‌لوئیس را دیدید آیا مرعوب شخصیتش شدید؟ اصلا در مواجهه با بازیگران، مرعوب می‌شوید؟

«کوئینتین تارانتینو» جمله‌ جالبی دراین باره می‌گوید: «من مرعوب بازیگران خوب نمی‌شوم، بازیگران بد هستند که من را وحشت‌زده می‌کنند.» درواقع معنی این جمله این است که بازیگر خوب باعث می‌شود کار شما راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر شود. ولی اگر کارگردان با این چالش روبه‌رو شود که بازیگر در سطح انتظارش نیست، خب همه‌چیز برای همه سخت می‌شود. هم برای بازیگران دیگر هم برای افراد پشت‌صحنه و هم برای کارگردان چون آن موقع است که با خودتان می‌گویید خب چه افتضاحی حالا باید واقعا نقش کارگردان را بازی کنم و به این فکر کنم که چه چیزهایی باید بگویم. من قبلا در این موقعیت دشوار قرار گرفته‌ام که بازیگر به هر دلیلی با دلشوره و استرس سر صحنه بیاید. مواجهه با این وضعیت خیلی سخت است چون باید کارگردان تلاش کند بازیگر را آرام کند و این به جرئت جزو سخت‌ترین وظایف کارگردان است.

• درباره‌ اولین ملاقات‌تان با دی‌لوئیس بگویید. قبل از خون به پا خواهد شد او را ندیده بودید، درست است؟

بله. اولین‌بار به خانه‌اش در نیویورک رفتم با هم نشستیم و چای خوردیم و نزدیک به دو،‌ سه یا چهار ساعت حرف زدیم. فردای آن روز هم رفتم، روز بعد و روزهای بعدترش هم همین‌طور. البته روز اول به‌شدت استرس داشتم. ولی خیلی‌زود با هم ارتباط برقرار کردیم و رابطه‌ عمیقی بین ما ایجاد شد.

• چه مدت برای ساخت این قصه صبر کردید؟ آیا ایده‌ فیلم را از خیلی پیش در ذهن داشتید؟

نه، اتفاقا ایده‌ تازه‌ای است. همین یکی‌دو سال پیش بود که به فکر ساختن چنین چیزی افتادم. بعضی از فیلم‌های قبلی‌ام البته این‌طور نبودند و مدت‌های مدیدی برای ساخت‌شان صبر کردم. ولی ماجرای این فیلم فرق می‌کند. چون من اصولا درباره‌ مُد نه اطلاع زیادی داشتم نه علاقه‌ای به آن. تا وقتی که با شخصیتی به نام «کریستوبال بالنسیاگا» آشنا شدم. او زندگی‌اش را در انزوای کامل سپری و همه‌چیز را وقف کارش کرده بود. البته درنهایت شخصیت فیلم با وجود الهام گرفتن از بالنسیاگا، کاراکتر کاملا متفاوتی از کار درآمد. درواقع قصه به این سمت رفت که چه چیزی می‌تواند زندگی چنین آدم منزوی را بهم بریزد. معمولا فقط عشق چنین توانایی‌ای دارد.

• با توجه به شناختی که از کارنامه‌ شما داریم، قاعدتا فیلم یک عاشقانه‌ معمولی نیست.

نه، قطعا مطابق با استانداردهایی نیست که از یک قصه‌ عاشقانه سراغ دارید. عجیب و غریب است. خیلی از فیلمسازها تلاش کرده‌اند یک ربکا [آلفرد هیچکاک] بسازند و شکست خورده‌اند. احتمالا من هم نفر بعدی هستم. من به‌شدت به فیلم‌های عاشقانه‌ «گوتیکی» که استاد سینما ساخته‌اند علاقه‌ دارم. نکته‌ جذاب این فیلم‌ها هم برای من این است که تعلیق دارند. ترکیب یک قصه‌ عاشقانه با تعلیق، بسیار جذاب است.

• مدت زیادی به این فکر بودید که دوباره با دی‌‌لوئیس همکاری کنید، این‌طور نیست؟

بله، مدتی بود که داشتم به این فکر می‌کردم که باید دوباره با هم کار کنیم. چون تجربه‌ قبلی‌مان را هر دو بسیار دوست داشتیم. البته همیشه تلاش برای تکرار موفقیت کار خطرناکی است، اما خطر نکردن هم نوعی دیوانگی است. ایده‌ فیلم را با او مطرح کردم و استقبال کرد. بعد روند نوشتن فیلمنامه را شروع کردیم. تصمیم گرفتم به جای این‌که بنشینم و فیلمنامه را کامل کنم و بعد برایش بفرستم، مرحله به مرحله هر چه نوشته‌ام را به او نشان دهم و این شیوه‌ همکاری موجب شد هم قصه درست شکل بگیرد و هم شخصیت به‌خوبی پرداخته شود. از طرف دیگر در زمان هم صرفه‌جویی شد چون دی‌لوئیس فرصت پیدا کرد برای نزدیک شدن به نقش یک خیاط هر چه لازم است یاد بگیرد.

• آیـا تصمیـم او بـرای بــازنشستگی حیـن فیلمبرداری قطعی شد؟ آیا شما هم در جریان بودید؟

نه، اصلا درباره‌ این موضوع حرفی به میان نیامد. فکر کنم مدت‌ها بود که می‌خواست این کار را انجام دهد. یادم هست که بعد از بکسور به من گفت دارد به کناره‌گیری از سینما فکر می‌کند. خیلی خوشحالم این فیلم را پیش از عملی کردن تصمیمش با هم ساختیم ولی درنهایت به نظرم تصمیم اشتباهی نگرفته‌است.

• طرفداران شما این‌بار هیجان دو چندانی برای تماشای فیلم دارند چون فیلمبرداری این پروژه را هم خودتان به عهده داشتید.

حتما باید این موضوع را روشن کنم. این که بگویید من مدیر فیلمبرداری بودم، اصلا حرف درستی نیست. درواقع وضعیت به این شکل بود که در چند فیلم آخرم با گروه ثابتی کار کردم. در انگلستان با همکاری هم موفق شدیم بدون مدیر فیلمبرداری کار را پیش ببریم. کسانی که معمولا با آن‌ها کار می‌کنم دردسترس نبودند و درواقع همه‌ ما در پشت صحنه‌ فیلم تصمیم‌گیرنده بودیم و همه‌چیز گروهی انجام شد. نمی‌توانم بگویم توانایی‌های یک مدیر فیلمبرداری را دارم، فقط بلدم دوربین را در جای درست بگذارم و چیزهایی شبیه به این.

• گفته بودید که بعد از خباثت ذاتی دوست دارید فیلم پرزرق و برق و مجللی بسازید. تا چه اندازه می‌توانید بگویید هر فیلم کارنامه‌تان درواقع واکنشی است به آخرین چیزی که ساخته‌اید؟

فکر می‌کنم همین‌طور است. چون من معمولا ذهنم خط سیر نامعلومی دارد. شاید هم به‌دلیل این است که فکر می‌کنم وقت کم است. مگر چند فیلم دیگر می‌توانم بسازم؟ وقت دارد تمام می‌شود. همیشه دوست داشتم در انگلستان فیلم بسازم و علاقه‌ زیادی هم به آن نوع لباس‌های فاخر و آن دنیای متفاوت دارم و البته ژانر عاشقانه‌ گوتیک. «کریس راک» هم یک‌بار به من گفت پس‌چه‌زمانی می‌خواهی یک فیلم عاشقانه بسازی؟ و خب به‌نظرم رسید بد نمی‌گوید. کریس راک اگر توصیه‌ای بکند حتما باید حرفش را گوش کرد.

• با بالا رفتن سن چقدر بــه‌عنـــوان کــارگــــردان وسواس و کنترل‌تان کمتر شده‌است؟

به نظرم خیلی زیاد. البته می‌دانم هر کس که با من کار کرده اگر این را بشنود تعجب می‌کند. شاید هم کم‌کم یادگرفتم آن اخلاق‌ کنترل‌گرایم را بهتر مخفی کنم. ولی هیچ‌وقت دوست نداشتم به‌عنوان کارگردان بازی بازیگرها را کنترل کنم. صرفا می‌خواهم کل موقعیت را تحت‌نظر بگیرم تا بازیگر بتواند آزادانه کارش را انجام دهد. دوست ندارم مدام به همه دستور بدهم. امیدوارم آن تعادلی که در ذهنم دوست دارم ایجاد کرده باشم چون به‌هرحال اتفاقات زیادی می‌افتد که از اختیار انسان خارج است و باید ظرفیت مواجهه با تصادف را داشته باشید. برای جدی گرفتن کار گاهی آدم به موجودی آزاردهنده و دیوانه تبدیل می‌شود ولی خب چاره‌ای نیست.

ترجمه: روزنامه آسمان آبی

+ گفتگو با پل توماس اندرسن | جست‌وجوی عشق در اعماق وحشت
مطالعات خاورمیانه
1 ماه پیش ارسال شده

+ مطالعات خاورمیانه
اسامی نامزدهای جایزه «باربد» جشنواره موسیقی فجر – اخبار سینمای ایران و جهان
1 ماه پیش ارسال شده

به گزارش اس استار وی، نامزدهای بخش های پاپ، کلاسیک، تلفیقی باکلام، تلفیقی بی کلام، ایرانی دستگاهی بی کلام، ایرانی دستگاهی با کلام، ایرانی معاصر بی‌کلام، ایرانی معاصر باکلام و بهترین ناشر سی و سومین جشنواره موسیقی فجر برای جایزه باربد معرفی شدند.

بخش موسیقی دستگاهی با کلام

کاندیدای آهنگسازی:

مجید مولانیا/ برای آلبوم در عشق زنده باید

امیرعباس ستایشگر/ برای آلبوم در جان سرگردان من

جمشید صفرزاده/ برای آلبوم دوران عشق

محمد عشقی/ برای آلبوم سرو بالا

کاندیدای خوانندگی:

وحید تاج/ برای آلبوم در عشق زنده باید

پارسا حسن دخت/ برای آلبوم هجران

مجتبی عسگری/ برای آلبوم با فراقت چند سازم  

سالار عقیلی/ برای آلبوم  میهن  وطنم خوشتر

بخش موسیقی دستگاهی بی کلام

کاندیدای آهنگسازی:

تریوی شمیرانی/ برای آلبوم دوار

قاسم رحیم زاده/ برای آلبوم آواز رود

آریا محافظ/ سروا

بخش موسیقی کلاسیک

کاندیدای آهنگسازی:

کارن کیهانی/ برای آلبوم باغ بی برگی

پریسا پیرزاد/ برای آلبوم وکالیز

علیرضا مشایخی/ برای آلبوم سپکتروم

سهیل شیرنگی/ برای آلبوم ایماژ

بخش موسیقی تلفیقی باکلام

کاندیدای آهنگسازی:

میلاد درخشانی/ برای آلبوم حرف بزن

 گروه دامور/ برای آلبوم آکاپلا  

سهیل نفیسی/ برای آلبوم  طرحی نو

فرزاد میلانی/ برای آلبوم نوستالژینامه

بخش موسیقی تلفیقی بی کلام

کاندیداهای آهنگسازی:

حسام اینانلو/ برای آلبوم  یال و باد

سامان صمیمی/ برای آلبوم خیالفام

گلنوش صالحی/ برای آلبوم ده تیر

گروه کوچ/ برای آلبوم کوچ

بخش موسیقی پاپ

کاندیداهای خواننده برتر:

رضا صادقی/ برای آلبوم  یعنی درد

بهزاد الماسی/ برای آلبوم من که خوشبختم

مهدی یراحی/ برای آلبوم آینه قدی

علی زند وکیلی/ برای آلبوم رویای بی تکرار

کاندیداهای آهنگسازی برتر:

کاوه یغمایی/ برای آلبوم ناگهان رفته

سیروان خسروی برای آلبوم آنپلاگد

مهدی یراحی/ برای آلبوم آینه قدی

رضا آریایی/ برای آلبوم باغ جنون

بهزاد الماسی/ برای آلبوم من که خوشبختم

بخش موسیقی معاصر باکلام

کاندیداهای آهنگسازی:

سامان صمیمی/ برای آلبوم فروغ

کاوه صالحی/ برای آلبوم این هم حکایتی ست

پیمان سلطانی/ برای آلبوم وشتن (سعدی خوانی)

کاندیداهای خوانندگی:

علیرضا قربانی/ برای آلبوم فروغ

پوریا اخواص/ برای آلبوم این هم حکایتی ست

وحید تاج/ برای آلبوم عطار

بخش موسیقی معاصر بی کلام

کاندیداهای آهنگسازی:

درصط/ برای آلبوم علی قمصری

قانون بی قانون/ برای آلبوم رابعه زند

نقطه پرگار/ برای آلبوم میلاد درخشانی

بهترین ناشر موسیقی

ایران گام

پرده هنر موسیقی

پردیس موسیقی معاصر

ماهور

هرمس

هیات داوران «جایزه‌ باربد» این دوره تولیدات موسیقایی را در طول بازه‌ زمانی یک ساله‌ از مهر ۹۵ تا مهر ۹۶ مورد بررسی و ارزیابی قرار داده اند.

+ اسامی نامزدهای جایزه «باربد» جشنواره موسیقی فجر – اخبار سینمای ایران و جهان
دانلود آهنگ جدید هوروش باند لیلی بی عشق
1 ماه پیش ارسال شده

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید هوروش باند لیلی بی عشق

سوپرایز آپ موزیک برای شما کاربران ♫ ترانه بسیار زیبای لیلی بی عشق از هوروش بند ♫ با متن و دو کیفیت

شعر و آهنگسازی : مهدی دارابی / تنظيم ، ميكس و مسترينگ : مسعود جهانی

Download New Song By : Hoorosh Band – Leyli Bi Eshgh With Text And Direct Links In Upmusic

….. دموی آهنگ اضافه شد ….

… پخش جمعه 29 دی ساعت 21 از رسانه آپ موزیک …

Capture 14 دانلود آهنگ جدید هوروش باند لیلی بی عشق

متن آهنگ لیلی بی عشق هوروش باند

♪♪♫♫♪♪♯

بازم امشب تنهام

یاد اون خاطره ها افتادم و ..

اشکام بند نمیشه

جای اون خالیه تو دستام

پشت دیوار این شهر

من با خودم تنهام

ليليِ بي عشق كجايي تنهام
آخه به جونت وصله نفسهام
دنياي بي تو يعني كه غريب و تنهام

دوستان و همراهان عزيز هوروش بند

با ترانه و آهنگسازي مهدي دارابي كه قبلا قطعات ” آخر منو به باد داد از هوروش بند و ماه عسل از محمد عليزاده ، قطعه رفت از مسعود صادقلو ، و قطعه تو كه نيستي پيشم با صداي آرش و مسيح رو آهنگسازي كرده و تنظيم ، ميكس و مسترينگ ؛ مسعود جهاني ♫
كساني كه در كنسرتها حضور داشتن قطعا اين قطعه رو شنيدن ، البته تنظيم اين قطعه با تنظيم كنسرت تفاوتهاي زيادي خواهد داشت ، ♫
♪♪♫♫♪♪♯

هوروش باند لیلی بی عشق

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید هوروش باند لیلی بی عشق

+ دانلود آهنگ جدید هوروش باند لیلی بی عشق
یادداشت راجر ایبرت بر فیلم «افسانه‌ها خزان» – اس استار وی
1 ماه پیش ارسال شده

legend3





«افسانه­‌های خزان» یک وسترن حماسی درباره زنی زیبا و سه پسر یک گله­‌دار اهل مونتانا است که هر سه عاشق این زن هستند و برای او می­جنگند. داستان فیلم مانند داستان­‌های سریال­‌های بسیار طولانی است اما در واقع داستان برمبنای رمان کوتاهی نوشته جیم هریسون ساخته شده است. هریسون از این که داستان او همانند آثار مارگارت میچل و جان جیکس به سینما راه پیدا کرده است، باید خیلی متعجب باشد.

legend1

فیلم بد نیست، در واقع با وجود بازی­‌های اصیل و ملودرام بی­‌ریا خیلی هم خوب است. فیلم نوعی داستان عاشقانه وسترن قوی است که باید مورد اقتباس برای فیلم قرار می­گرفته و اینطور به ذهن می­رسد که شاید واقعاً وجود داشته است. آنتونی هاپکینز در این فیلم نقش کلنل لودلو را دارد که بی­‌رغبتی او برای عملیات سواره­‌نظام ایالات متحده در برابر سرخپوستان او را به مونتانا کشیده است. همسر او که سه پسر بدنیا آورده، برای اینکه شاهد رشد و بالندگی آنها باشد، کلنل را ترک کرده است. آلفرد با بازی آیدان کوئین بزرگترین و مسئولیت‌­پذیرترین آنهاست، تریستان با نقش‌­آفرینی برد پیت، پسر وسطی است که به بیدار کردن خرس‌هایی که به خواب زمستانی رفته‌­اند و بریدن قلب­‌های آنها که هنوز می­تپد معتقد است، و ساموئل با هنرمندی هنری توماس در نقش کوچکترین فرزند حضور یافته است.فیلم با روایت بدیمن «خنجر» (گوردون توتوسیس) سرخپوستی که صمیمی­‌ترین دوست کلنل است آغاز می­شود.

خنجر با صدایی آرام و خشن حرف می­زند مثل صدایی که بسیاری از سرخپوست­ها در فیلم­‌های مختلف دارند. احساس می­کنیم روایت خنجر قادر به اجتناب از عنوان فیلم نیست و این حدس درست است. ساموئل همراه با سورانا زن جوانی که نامزد اوست از شرق باز می­گردد، جولیا اورموند‌ هنرپیشه بریتانیایی که در اینجا شبیه اینگرید برگمن به نظر می­رسد، نقش سوزانا را ایفا کرده است. او زیبا، قوی، توانا و جسور است، می­تواند سواری کند، طناب­ پیچ کند و تیراندازی کند. کلنل از جنگ و ارتش متنفر است و می­خواهد پسرهایش در مونتانا بمانند و گله­‌دار شوند، اما ساموئل آشفته است. او مرد جوانی است که هنوز به نصایح برادرهای بزرگترش نیاز دارد و شاید در مورد دلاوری خود احساس ناامنی می­کند. شاید با همه وطن‌­پرستی، درگیر تصمیم­‌گیری برای رفتن به کانادا و ثبت نام بعد از جنگ جهانی اول باشد. کلنل سخت عصبانی می­شود اما دو پسر دیگر ثبت نام کرده­‌اند و هر سه آنها در یک جنگ می­میرند.

جرأت نمی­کنم چیزی بیشتری در مورد موضوع بگویم جز اینکه سوزانا به طریقی در زندگی هر سه پسر نقش دارد. در این ضمن کلنل پیر و ضعیف‌­تر می­شود، یکی از نقش‌های عجیب آنتونی هاپکینز که بر هر صحنه کاملاً مسلط است. فیلم مثل ویترینی برای بازی کردن است و علاوه بر اورموند و هاپکینز، نشان می­دهد که آیدان کوئین و براد پیت چقدر در نقش‌­های خود برابری اجتناب­‌ناپذیر و پررنگی با راک هودسون و جیمز دین در فیلم «غول» دارند.

افسانه­‌های خزان، با وجود احساسات عمیق روایت و استعاره‌­های کلاسیک آغازی، یک فیلم جدی نیست. فیلم یک اپرای سطح بالا است، بر اپرا تأکید می­کنم چرا که وقایع، احساسات، عشق، از دست دادن و آریاها (قطعات اپرا) و تک‌خوانی‌­های ماهرانه و اپرایی دارد. فیلم سرگرم کننده هم هست و بازگشت به زمانی دارد که هالیوود برای داستان­‌های احساسی با حضور سه برادر که سرنوشت آنها با تقدیر زنی به هم گره می­خورد، متأسف نیست.

منبع: شیکاگو سان‌-تایمز


+ یادداشت راجر ایبرت بر فیلم «افسانه‌ها خزان» – اس استار وی
دانلود آهنگ جدید سینا سرلک موج خاکستر
1 ماه پیش ارسال شده

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید سینا سرلک موج خاکستر

سوپرایز جدید آپ موزیک باری شما کاربران عزیز ♫ ترانه موج خاکستر با صدای سینا سرلک به همراه تکست و بهترین کیفیت♫

شعر : مهدی ایوبی / آهنگسازی : بابک زرین / تنظیم کننده : بهتاش زرین

Exclusive Song: Sina Sarlak – “Mowje Khakestar” With Text And Direct Links In UpMusic

Sina Sarlak Mowje Khakestar دانلود آهنگ جدید سینا سرلک موج خاکستر

متن آهنگ موج خاکستر سینا سرلک

♪♪♫♫♪♪♯
آبو که رو آتیش میریزن دریا چجوری شعله ور میشه
این روز های تلخ و پر تاول کی گفته که با گریه سر میشه
♪♪♫♫♪♪♯ هی داد پشت داد پشت داد ما خیلی وقته حالمون خوش نیست ♪♪♫♫♪♪♯

♪♪ شعر : مهدی ایوبی ♪♪
♪♪♫♫♪♪♯ از قصه و افسانه دست بردار حتی یکی از ما سیاوش نیست ♪♪♫♫♪♪♯
دجله پلاسکو رکس اقیانوس تا یادمه تو دل آتیشیم
این همه ساله رد شدیم از جنگ پس ما چرا شهید میشیم
پس ما چرا شهید میشیم

UpMusicTag دانلود آهنگ جدید سینا سرلک موج خاکستر
این کشتیه لبریز از حسرت برای یک عده پر از نفته
یه چیزی این وسط غلط بوده که آدما رو یادمون رفته
♪♪♫♫♪♪♯ کابوس تو خالی کن امشبم خاطره ی رو آب سرگردون ♪♪♫♫♪♪♯

♪♪ آهنگسازی : بابک زرین ♪♪
♪♪♫♫♪♪♯ خاک وطن آغوش وا کرده کشتی رو به اسکله برگردون ♪♪♫♫♪♪♯
شتی رو به اسکله برگردون
دجله پلاسکو رکس اقیانوس تا یادمه تو دل آتیشیم
این همه ساله رد شدیم از جنگ پس ما چرا شهید میشیم
پس ما چرا شهید میشیم

♪♪♫♫♪♪♯

سینا سرلک موج خاکستر

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید سینا سرلک موج خاکستر

+ دانلود آهنگ جدید سینا سرلک موج خاکستر
مرثیه سرایی برای یک تروریست
1 ماه پیش ارسال شده

پدر «سارو قهرمانی» یکی از کشته شدگان اعتراضات اخیر، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر جزئیاتی از ارتباط او با گروهک های ضد انقلاب را اعلام کرد. به گفته پدر سارو، او یک بار هم به خاطر ارتباط با این گروهک ها به مدت دو سال زندانی بوده و پس از ازادی نیز با گروهک کومله ارتباط برقرار کرده و اسلحه هم داشته است.

فارغ از داستان سرایی های رسانه های بیگانه درباره ناپدیدشدن پیکر سارو قهرمانی و دفن آن بدون اطلاع خانواده – که همگی توسط پدرش تکذیب شده اند – نکته جالب توجه این است که برخی هنرمندان با رسانه های بیگانه همنوا می شوند و برای کشته شدن این قبیل معترضین، ابراز تاسف می‌نمایند و توصیفات متفاوتی از آنها ارائه می دهند، در حالی که به گواه خانواده، این افراد مسلح بوده و عضو گروهک های تروریستی و تجزیه طلب بوده اند.

باید از این هنرمندان پرسید که برخورد مناسب با شخصی که اسلحه به دست گرفته و اطرافیانش را برای اعتراض مسلحانه و آشوب تحریک می کند و خطری برای هموطنانش محسوب می شود، چیست؟ چرا انبوه مردمی که جان و مالشان در این آشوب ها مورد تعرض قرار گرفته، در نظر هنرمندان جایگاهی ندارند و تنها معدود کشته شدگان آشوب ها هستند که باید با خانواده هایشان همدردی کرد؟

سارو قهرمانی در درگیری مسلحانه با نیرویهای امنیتی در سنندج کشته شده و حتی تصاویری که از خودش با اسلحه در فضای مجازی به یادگار گذاشته، با توصیفات این هنرمندان درباره یک پیک موتوری آرام و مهربان و سرشار از امید و آرزو متفاوت است!

+ مرثیه سرایی برای یک تروریست
دانلود ریمیکس آهنگ بریم دریا از امیر عباس گلاب
1 ماه پیش ارسال شده

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود ریمیکس آهنگ بریم دریا از امیر عباس گلاب

ریمیکس آهنگ بسیار شنیدنی خواننده خوب کشور امیر عباس گلاب بنام بریم دریا از رسانه آپ موزیک با دو کیفیت عالی

{ ریمیکس بریم دریا توسط DJ Amir Mohammdi }

Download New Remix Amir Abbas Golab – Berim Darya With text And Two Quality In UpMusic

Amir Abbas Golab Berim Darya Remix دانلود ریمیکس آهنگ بریم دریا از امیر عباس گلاب

متن آهنگ بریم دریا امیر عباس گلاب

♪♪♫♫♪♪♯
رویاهاتو جمع کن باید بریم دریا باید یه چند روزی دور شیم از این دنیا
دوربینتو بردار بی کوله و تقویم چند وقته عکسای دوتایی ننداختیم
♪♪♫♫♪♪♯ تا آخر جاده با رویات هم آغوشم این لحظه هارو به دنیا نمیفروشم ♪♪♫♫♪♪♯
دستاتو میگیرم بارون شروع میشه موهاتو میبوسم شب زیر و رو میشه

UpMusicTag دانلود ریمیکس آهنگ بریم دریا از امیر عباس گلاب
عطر تو آغازه شکوه جنگل هاست چشمای معصومت خود خود دریاست
با تو گمم توی یه شادیه مبهم از زخم تقدیرم هیچی نمیفهمم
تا آخر جاده با رویات هم آغوشم این لحظه هارو به دنیا نمیفروشم
♪♪♫♫♪♪♯ دستاتو میگیرم بارون شروع میشه موهاتو میبوسم شب زیر و رو میشه ♪♪♫♫♪♪♯
تا آخر جاده با رویات هم آغوشم این لحظه هارو به دنیا نمیفروشم
دستاتو میگیرم بارون شروع میشه موهاتو میبوسم شب زیر و رو میشه

♪♪♫♫♪♪♯

 

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود ریمیکس آهنگ بریم دریا از امیر عباس گلاب

+ دانلود ریمیکس آهنگ بریم دریا از امیر عباس گلاب
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت اس استار وی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس